تبليغاتX
شریعت اسلام

شنبه سی ام مرداد 1389

بسمه تعالی

بزرگترین ظلم به خانواده و اصحاب پیامبر اسلام(ص)

       بعد از ظهور هر دینی از طرف خداوند رحمان و بعد از فوت پیامبر آن دین، مذاهب مختلفی بوجود می آیند وبعضی افراد بطور سلیقه ای با دین برخورد و بعضی دیگر، مسائل سیاسی و جنگ برای کسب قدرت بیشتر را در آن دین داخل می کنند. در بین مسائل سیاسی و دینی متأسفانه مسائل سیاسی را در اولویت کار خود قرار داده و دین را فدای سیاست میکنند. از زمان ظهور دین اسلام تاکنون هیچگونه دلیلی مبنی بر وجود اختلاف در خانواده پیامبر اسلام(ص) مشاهده نشده است. ولی افرادی در عصر حاضر اقدام به تقسیم خانواده پیامبر اسلام(ص) به دو دسته شیعه وسنی کرده اند از لحاظ ترجمه این دو لغت، هردو به معنای پیرو و اجرا کننده سنتهای پیامبر اسلام(ص) می باشند. بزرگان این دومذهب در اصل یکی هستند و هیچ اختلافی در میان آنها مشاهده نشده است. دشمنان برای از بین بردن اسلام از روش خطرناکی استفاده کرده اند این روش در سالهای خیلی دور برنامه ریزی و به اجرا گذاشته شده است و امروز ما نتایج زیانبار و کشنده آن را به چشمان خود در سرتاسر جهان اسلام می بینیم.

همه می دانیم که بزرگترین ضربه به هر دینی، خیانت افرادی به آن دین البته در لباس همان دین است. این است که آیه های قرآن روز بروز تحریف شده و مردم دقیقاً خلاف آن را انجام میدهند به خیال اینکه آنها در میان امتهای دیگر اسلام، صاحب دین اسلام واقعی تر هستند. بدانید دشمنان اسلام امروز موفق شده اند و در جایی خیلی دورتر از ما، قه قه به ما می خندند. آنها کم هزینه ترین و مخربترین راه را انتخاب کرده اند خودشان روزبروز در صنعت و تکنولوژی پیشرفت می کنند ولی مسلمانهای بدبخت هنوز ابتدایی ترین مسائل دینی شان حل نشده است.

       در میان تمام فرقه های اسلامی تشیع و وهابیت آتشی شده اند که روزبروز بنیان اسلام را از بیخ می کنند. اینها در صدد کشتن یکدیگر هستند  به همین دلیل این آتش دامن گیر تمام مسلمانان بی گناه دیگر هم شده است. این دو فرقه برای محکوم کردن یکدیگر متأسفانه دست به درست کردن احادیث جعلی زده و دارند اسلام را از ریشه می زنند وهابیت در عربستان پایگاه داردو شیعه در ایران. خوشبختانه اهل تسنن به این پدیده شوم آگاه شده، و خیلی در این مورد نگران نیستیم. شما اگر تحقیق مختصری بکنید متوجه می شوید عقاید وهابیت در میان اهل تسنن رواج نیافته است آن عده معدودی که دنبال این عقاید هم رفته اند به خاطر تند رویهای شیعیان بوده است. ما نگران مردم پیرو اهل تشیع هستیم چون مراجع تقلید امروزه در ایران هر فتوایی بدهند، اگر آن فتوا مخالف شریعت اسلام هم باشد هیچ کس یقه آنها را نمی گیرد چند سال دیگر در ایران شاهد دین شیعه هستیم تا مذهب شیعه. ما به خاطر احترام به مردمان پیرو مذهب تشیع و جلوگیری از بالا گرفتن اختلافات مذهبی، این مذهب را قبول داریم ومیخواهیم در کنار یکدیگر احکام قرآن را همگی به طور یکسان رعایت کنیم.

       مراجع تقلید در زمان پیدایش مذهب تشیع اختلاف نظر دارند بعضی می گویند در زمان پیامبر اسلام(ص) از طرف سلمان و ابوذر شکل گرفته است و بعضی می گویند در زمان خلافت حضرت علی(رض) شکل گرفته است و بعضی آن را به زمان امامت امام جعفر صادق(ع) منسوب می دانند البته این نظریه آخر به صحت نزدیکتر است زیرا نام دیگر مذهب تشیع، جعفری اثنا عشر است که به نام بنیان گذار آن امام جعفر امام هشتم نام گذاری شده است.

       برای پیدایش مذهب تشیع نظریه دیگری نیز وجود دارد. بعضی از سیاست مداران در عرصه های جهانی بر این باورند که دشمنان برای از بین بردن دین اسلام کوششهای فراوانی کرده اند ولی ناکام مانده اند، به همین دلیل تصمیم به بوجود آوردن دو فرقه شیعه و وهابی در دین اسلام کرده اند تا با تحریف آیه های قرآن پایه های اسلام را روز به روز سست کنند. هدف دیگر آنها ایجاد فضای کشت وکشتار در بین این دو فرقه است، آتش این کشتارها دامن تمام مسلمانان اهل سنت را در سرتا سر جهان فرا گرفته است. و قصد ما نجات اقلاً مردمان صلح طلب و دیندار مذهب تشیع است و می خواهیم قبل از آنکه دستشان به خون مسلمانا آلوده شود، آگاه شوند.

       تقسیم خانواده پیامبر اسلام(ص) به دو دسته کار مراجع تقلید است. اینها با بی احترامی نام مبارک حضرت عایشه(س) که همسر پیامبر اسلام(ص) بود را در کتب روایاتشان نمی گویند تنها دلیل آن هم این است که این بانوی بزرگ اسلام دختر ابوبکر صدیق(رض) است و شیعیان به طور توهمی برای خودشان اینطور گفته اند که ابوبکر صدیق(رض) به زور خلافت را به دست گرفته است. و این مربوط به داستان جانشینی پیامبر(ص) بعد از فوت ایشان نوشته اند که حضرت ابوبکر(رض) و حضرت عمر(رض) نقشه کشیده اند که جانشینی را تصاحب و غصب کنند و در این حال حضرت علی(رض) مشغول غسل دادن پیامبر(ص)

بوده است آیا تمام مسلمانان جهان و تمام تاریخ نویسان جهان دروغ می گویند ولی تاریخ نویسان اهل تشیع که بغیر از ایجاد تفرقه و کشتار در بین مسلمانان کار دیگری بلد نیستند، راست می گویند. چطور حضرت ابوبکر(رض) و حضرت عمر(رض) یک لحظه بعد از فوت پیامبر(ص) غاصب و حیله باز می شوند، در حالیکه سالها جان و مالشان را در خدمت اسلام و مسلمین گذاشته اند. بزرگان اهل تشیع بدانید که دود این تفرقه واختلاف انگیزی در میان مسلمانان جهان اول به چشم خودتان خواهد رفت. مراجع تقلید در تلوزیون میگویند: "سنی و شیعه با هم برادر و برابرند" در حالیکه امام خمینی(ره)، گوینده جمله قبل در رساله توضیح المسائل در موضوع مبطلات نماز بعد از مسئله 1129و1130چنین گفته است: "سوم از مبطلات نماز آن است که دستها را رویهم بگذارد."         "چهارم از مبطلات نماز آن است که بعد از خواندن حمد، آمین بگوید." این عالم شیعه کدام آیه قرآن را به این صورت تفسیر کرده است، به کدام یک از احادیث صیحیح و جعلی پیامبر(ص) استناد کرده است، خنده دار این است که در هر موردی حدیث جعلی داشته باشیم، در این دو مورد که اییشان گفته است حدیث جعلی هم نداریم. این عالم شیعه فکر شیعیانی را نکرده بود که به حج میروند و در کنار مسلمانان جهان در یک صف به نماز می ایستند حال شما که نمازتان درست است چطور در کنار کسانی نماز می خوانید که نمازشان باطل است. شما مردم، هر دین ومذهبی که دارید وجدان خودتان راقاضی کنید، آیا چنین فتواهایی بغیر از ایجاد تفرقه و کشتار در میان مسلمانان جهان نتیجه دیگری دارد؟ ایشان چطور به خودشان اجازه داده اند که نمازهای روزانه، فطر، قربان، سنت و بسیاری از نمازهای دیگر بیشتر از یک میلیارد مسلمان در سرتاسر جهان را باطل اعلام کنند.

       توهین و تمسخر افرادی در مذهب تشیع فقط به بزرگان دین اسلام همچون حضرت ابوبکر(رض) و حضرت عمر(رض) و حضرت عثمان(رض) ختم نمیشود. آنها آشکارا به حضرت علی(رض)، خلیفه چهارم مسلمانان جهان هم توهین، و او را به بازیچه گرفته اند. شیعیان در کتاب تاریخ انبیا نوشته حسین عماد زاده صفحه855 در شرح تولد این بزگ مرد تاریخ اسلام چنین نوشته اند: "علی بن ابیطالب در سیزدهم ماه رجب ده سال قبل از بعثت در مکه در خانه خدا واقع شد و تاکنون احدی قبل از او و بعد از او در خانه خدا متولد نشده است و کتبی در این باره نوشته شده است. نامش به فرمان آسمانی علی بود چنانچه وقتی مادرش با کودک از خانه کعبه بیرون آمد و فکر می کرد نام فرزند را چه بگذارد ورقه سبزی فرود آمد که روی آن نوشته بود:

      خصصتما من ولد الزکی        الطاهر المطهر المرضی

      و اسمه  من  شامخ  علی         علی  اشتق   من   العلی

نام او را علی گذاشتند و چون بدست پیغمبر دادند کودک تازه مولود تبسمی کرد و آیاتی از قرآن که هنوز نازل نشده بود تلاوت کرد."   تا جایی که ما می دانیم وحی فقط بر پیامبران نازل شده است. و در هیچکدام از انبیا که دارای صحف و کتاب بوده اند، هیچکس در تاریخ کل عالم از آدم تا خاتم پیغمبری را سراغ ندارد که آیه های صحف و کتابشان قبل از اینکه خودشان از طرف خداوند رحمان به پیامبری برگزیده شوند توسط کسی دیگر خوانده شده باشند. آیه های کتاب آسمانی به وسیله شخص پیامبران برای مردم خوانده میشد و مردم با این وجود باور نمی کردند، چه رسد به اینکه آن آیه ها توسط شخصی دیگر آن هم قبل از ظهور خود پیامبر خوانده شود. حال این نویسنده چطور چنین مطلبی را نوشته است که خودش میگوید حضرت علی(رض) ده سال قبل از بعثت پیامبر(ص) متولد شده است یعنی در زمان تولد حضرت علی(رض)، اصلاً پیغمبری وجود نداشته است. آیا این معقول است هر کدام از آیه های قرآن، که بنا به موضوعی که برای مسلمین پیش می آمد نازل می شدند، قبل از بوجود آمدن موضوع و گرفتاری های مسلمانان، آن آیه ها را از دهان یک نوزاد بشنوند. این نویسنده اگر بویی از تفسیر آیات قرآن کریم برده بود، دست به چنین تمسخری نمی زد. ایشان باید از تمام مسلمین جهان عذر خواهی کنند.

       در طرف دیگر وهابی ها اعلام می کنند کسی که به زیارت پیامبر(ص) و خلفای راشدین و امامان معصوم برود کافر می شود و بوسیدن زیارت انبیا و اولیای خدا را حرام می دانند این ابلهان می گویند دعای خیر و فاتحه برای مرده نمی رود  در حالیکه پیامبر اسلام(ص) بر قبر مادرش حاضر شد و برای او دعای خیر کرد. و این عقیده در میان بعضی از اهل سنت پخش شده است و برخی از پیروان نادان اهل تسنن هم بر سر این مسائل با هم درگیر شده اند. و در بعضی از این مناطق مردم به دسته های مختلفی مانند وهابی، سلفی، نقشبندی و در کردستان ایران فرقه ای به نام کاک احمدی تقسیم شده اند.مردم بجای ذکر خدای رحمان و کمک به مردم نیازمند و پیشرفت در علم و تکنولوژی بر سر مسائلی بحث میکنند که بجز ایجاد تفرقه و اهانت به دین اسلام چیزی عاید آنان نمی شود. سلفی ها به شیعیان میگویند که شما کافر هستید. این نادانان هنوز معنای کافر را ندانسته اند و نمی دانند که شیعه هم مثل خودشان به خدای رحمان و پیامبر(ص) و قرآن مجید ایمان و اعتقاد قلبی دارند. واگر بعضی از آیه های قران طوری دیگر تفسیر کرده اند مقصر مردم اهل تشیع نیستند بلکه مقصر مراجع تقلیدی هستند که آنها هم گول افراد فتنه انگیز را خورده اند.

       بعضی از مردم ایران متأسفانه به برخی از فتواهای مراجع تقلید نادان، جامه عمل می پوشانند. مثلاً در شهر بم قبل از وقوع زلزله، هرساله مراسمی به عنوان عمر سوزان برپا می شد. در این مراسم مردم بم نقاشی ها و مجسمه هایی را که در چند روز قبل از مراسم آماده کرده بودند را به میدانی در شهر می آوردند و آن مجسمه ها و نقاشی ها را به آتش می کشیدند و به آتش ها سنگ پرتاب می کردند و دشنام می دادند. در جاهای دیگری مردم اهل تشیع به جای اینکه به کودکانشان اتحاد بیاموزند در همان ابتدای کودکی یک کاسه پر از زغال داغ سرخ شده و یک کاسه پر از نقل و شیرینی در جلو کودک می گذارند و دست کودک را نزدیک آتش زغال داغ میبرند و به او می گویند این عمر و آن کاسه پر از نقل و شیرینی علی است. کودک بی گناه که در چنین فضایی بزرگ می شود و در همان ابتدای جوانی خودا را برای جنگ و پیکار با عمر و دار و دسته اش آماده می مند به خیال اینکه با این عمل به رسول خدا(ص) کمک کرده است. اهل تشیع، شما در فضایی آلوده رشد کرده اید فضایی که به  توهین به یاران با وفای پیامبر اسلام(ص) آغشته شده است.  این مردم احمق گویا فراموش کرده اند که ایران بدست مبارک حضرت عمر(رض) مسلمان شد و فراموش کرده اند وقتی که حضرت عمر(رض) مسلمان شد تمام مردم عرب گفتند که اسلام پیروز شد. عزیزان ما در اینجا بنا نداریم بگوییم از میان حضرت عمر(رض) و حضرت علی(رض) کدامیک بهترند بلکه ما می گوییم این دو، در زمان پیامبر(ص) مثل یک روح در دو جسم بوده اند ولی دستان خبیثی سالها بعد از فوت این بزرگواران آنها را دشمن هم اعلام کرده تا از این طریق مسلمانان جهان به جان هم بیافتند و اسلام به جای اینکه قدرت بگیرد امروز می بینیم که روزبروز ضعیف تر از گذشته می شود.

       با این اوضاع و احوال این دوفرقه(شیعه و وهابی)، شبانه روز مشغول برنامه ریزی برای ضربه زدن به همدیگر و ایجاد فتنه و آشوب هستند. پایگاه اصلی شیعیان تندرو در ایران و پایگاه اصلی وهابیان در عربستان سعودی واقع است. این دو کشور از لحاظ ذخائر نفتی جزء برترین کشورهای جهان هستند و هردو تمام تمرکزشان را بر روی پیشرفت برنامه های مذهبی خودشان گذاشته اند و درآمد نفتی شان را در این راه مصرف می کنند و زمینه کشتار و بر هم ریختن نظم عمومی مسلمانان در سر تاسر جهان را فراهم کرده اند. همه شما آتش زدن مساجد و ترور مسلمانان چه شیعه چه سنی را در کشورهای پاکستان، افغانستان، عراق و یمن، از رسانه های خبری به طور روزانه دیده اید. و این حرکات بغیر از ضرر و زیان به ملتهای آزاده مسلمان نتیجه ای دیگر ندارد.

       پیشنهاد ما برای خروج از چنین حالتی وجلوگیری کردن از جنگ میان مسلمانان این است که هر مسلمانی در سراسر جهان با هر مذهبی، از تعصبات بیجا دست بردارند. و برای حل مسائل مذهبی بجای مراجعه به علما، خودمان به قرآن مراجعه کنیم و وجدان خودمان را قاضی کنیم و به کسانی که می گویند سنی کافر است یا شیعه کافر است گوش ندهیم. امروز، بسیاری از علما ثابت کرده اند که بدنبال ایجاد تفرقه میان مسلمانان هستند و ما باید گول این افراد را نخوریم و قبل از آنکه در روز قیامت در حضور پیامبر اسلام(ص) و خلفای راشدین و امامان معصوم شرمنده شویم امروز از خواب غفلت و گمراهی بیدار بیدار شویم و همه با هم آیه های قرآن را یکصدا فریاد زنیم تا انشاالله در روز قیامت همه مسلمانان رستگار شوند.

 

نوشته شده توسط در 9:37 |  لینک ثابت   • 

شنبه سی ام مرداد 1389

در جواب یکی از مراجعه کننده ها مطالبی را از کتاب سیری در دین تشیع اثر امام محب الدین عباس کاظمی انتخاب کرده ام امیدوارم سودمند باشد. ضمناً حضرت عمر(رض) یکی از یاران با وفای پیامبر اسلام(ص) بوده است و زندگی خود را وقف اسلام کرد نباید تعصب کورکورانه چشم حقیقت بین مارا ببندد و از سر نادانی به این مقام مبارک توهین کنیم انشاالله خدای رحمان همه ما را ببخشاید.

 

متعه‌ يا ازدواج‌ موقت‌

آنچه‌ در واقعيت‌ موجود به‌ نام‌ (متعه‌) انجام‌ مي‌شود به‌ صراحت‌ زناست، و هيچ‌ فرقي‌ با زنا ندارد!

و اگر نه‌ چرا اين‌ نمونه‌ ارتباطات‌ جنسي‌ كه‌ حلال‌ قرار داده‌ شده‌اند به‌ نام‌ (متعه‌) انجام‌ مي‌گيرند!

برخي‌ از آن‌ را در اينجا نقل‌ مي‌كنم‌ تا خودم‌ و شما را در مجادله‌اي‌ بيزانسي‌ در مورد دلائل‌ و اينكه‌ آيا در قرآن‌ و سنت‌ چيزي‌ در مورد حلال‌ بودن‌ متعه‌ آمده‌ يا نيامده‌ وارد نكنم‌ تا در دام‌ بازيچه‌اي‌ نيافتيم‌ كه‌ مي‌خواهند بوسيله‌ آن‌ ما را از ديدن‌ واقعيت‌ غم‌انگيز و تأسف‌ بار و كارهايي‌ كه‌ انجام‌ مي‌گيرد باز دارند كارهايي‌ فكر نمي‌كنم در مورد ندرت‌ و دور بودن‌ آن‌ از وجدان‌ سالم‌ گذشته‌ از شريعت‌ كسي‌ اختلافي‌ داشته‌ باشد.

بيا تا با هم‌ صورتهاي‌ منحطي‌ از ارتباط‌ جنسي‌ كه‌ ميان‌ فرزندان‌ آدم‌ بنام‌ متعه‌ انجام‌ مي‌شود بخوانيم، انسانهايي‌كه‌ خداوند آنان‌ را بر ديگر آفريده‌ها‌ برتري‌ داده‌ است‌.

اگر اين‌ سوال‌ را بپرسي‌ كه‌:

آيا براي‌ هر مردي‌ جايز است‌ كه‌ با هر زني‌ كه‌ مي‌خواهد در هر جايي‌ و در هر زماني‌ آنچه‌ مي‌خواهد انجام‌ دهد؟ و سپس‌ آن‌ را رها كند تا به‌ زني‌ ديگر روي‌ بياورد و اين‌ كار را فقط‌ با تبادل‌ چند كلمه‌ كه‌ زن‌ و مرد با يكديگر سخن‌مي‌گويند از پول‌ و از تعداد مرتبه‌ها (خودم‌ را به‌ تو متعه‌ دادم‌) سخن‌ مي‌گويند و بدون‌ نياز به‌ شاهد و سرپرست زن‌ انجام‌ مي‌شود. و اگر زن‌ شوهردار باشد يا روسپيگري‌ را زشت‌ مي‌داند‌ سؤالي‌ نيست‌؟

از معتمدترين‌ منبع‌ چنين‌ پاسخ‌ داده‌ مي‌شود:

(باسمه‌ تعالي‌ اين‌ جايز است‌)!!([1]).

استفاده‌ و بهره‌برداري‌ جنسي‌ با دختر بچه‌ دوشيزه‌ جايز است‌ اگر نه‌ سال‌ سن‌ داشته‌ باشد ـ يا طبق‌ روايتي‌ ديگر هفت‌ سال‌ داشته‌ باشد ـ به‌ شرط‌ اينكه‌ آلت تناسلي را در داخل شرمگاهش نكند نه اينكه حرام‌ است‌ يا از نظر اخلاقي‌ و وجداني‌ زشت‌ است‌ بلكه‌ براي‌ اينكه نوعي‌ عيب‌ براي‌ خانواده‌اش‌ شمرده‌ مي‌شود([2]).

شما فكر كنيد كه‌ آيندة اخلاقي‌ اين‌ دختربچه‌ با اين‌ سن‌ و سال‌ كه‌ روي‌ آلت‌هاي‌ تناسلي‌ مردان‌ زير و رو مي‌شود و حركت‌هاي‌ جنسي‌ ايشان‌ را مشاهده‌ مي‌كند، و مردان‌ هر كاري‌ با او مي‌كنند به‌ جز جماع‌ و آميزش‌!! چه‌ خواهد بود.

و جماع‌ و آميزش‌ با اين‌ دختربچه‌ فقط‌ از راه‌ جلو ناپسند است‌ يعني‌ آميزش‌ و مجامعت‌ از پشت‌ (دبر) جايز است‌!

آيا انسان‌ با غيرت‌ و بزرگواري‌ چنين‌ چيزي‌ را براي‌ دختر يا خواهر يا فاميل‌ يا بر هر بچه‌ از بچه‌هاي‌ دنيا مي‌پسندد؟!!!

به‌ راستي‌ اگر چنين‌ چيزي‌ را در مورد دختر بچه‌ معصوم‌ خود تصور كني‌ چه‌ احساس‌ خواهي‌ كرد؟!! فقط‌ اگر تصور كني‌ نه‌ اينكه‌ چنين‌ چيزي‌ انجام‌ شود.

حلال‌ قرار دادن‌ چنين‌ عمل‌ حيواني‌ حتي‌ از شيطان‌ سر نمي‌زند و هيچ‌ وحشي‌ و دشمن‌ انساني‌ چنين‌ چيزي‌ را حلال‌ قرار نمي‌دهد، پس‌ چگونه‌ چنين‌ چيزي‌ به‌ امامان‌ ما نسبت‌ داده‌ مي‌شود، و به‌ شريعت‌ ما چسبانده‌مي‌شود؟ چگونه‌؟!

آيا اين‌ اخلاق مزدك‌ و اباحي‌گري‌ و بي‌بند و باري‌ مجوس‌ نيست؟!‌ چگونه‌ از زبان‌ پاك‌ قومي‌ اين‌ سخن‌ پليد بيرون مي‌آيد كه‌ خداوند در باره شان‌ فرموده‌ است‌: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾ (الأحزاب: 33). «جز اين‌ نيست‌ كه‌ خداوند مي‌خواهد پليدي‌ را از شما اي‌ اهل‌ بيت‌ دور كند و چنان‌ كه‌ بايد شما را پاكيزه‌ گرداند».

آيا پليديي‌ پليدتر از اين‌ هست‌؟!!

اما (امام‌ زمان‌) و (راهنماي‌ امت‌) مسئله‌ را چنين‌ آب‌ و تاب‌ مي‌دهد:

آميزش‌ كردن‌ با زن‌ قبل‌ از كامل‌ شدن‌ نه‌ سالگي‌ جايز نيست، خواه‌ نكاح‌ دائم‌ باشد يا موقّت‌. اما ساير لذت‌ جويي‌ها مانند دست‌ زدن‌ با شهوت‌ بغل‌ كردن‌ و ران‌ چسباندن‌ حتي‌ با دختر شيرخوار اشكالي‌ندارد(!!!!!)([3]).

حتي‌ دختر شيرخوار نجات‌ نكرده‌ است‌!!

سوگند به‌ خدا كه‌ اين‌ اخلاق مزدك‌ و بابك‌ است‌ كه‌ آن‌ را پوشش‌ مي‌دهند و بدون‌ از اينكه‌ خجالت‌ بكشند آن‌ را به‌ اهل‌ بيت‌ نسبت‌ مي‌دهند تا بلعيدن‌ و فرو بردن‌ آن‌ براي‌ بيچارگان‌ آسان‌ باشد.

از خوابتان‌ بيدار شويد!! اي‌ بيچارگان‌ فرو رفته‌ در خواب‌!

مجموعه‌‌اي از طلاب‌ در (بخش‌ داخلي‌) زن‌ هرزه‌اي‌ را مي‌آورند يكي‌ با او آميزش‌ مي‌كند و بقيه‌ در سالن‌ منتظر اند تا اينكه‌ زن‌ بيرون‌ مي‌شود و آن‌ گاه‌ ديگري‌ آن‌ را مي‌برد...

و اينطور ادامه‌ دارد تا اينكه‌ در يك‌ جا و در يك‌ ساعت‌ شب‌ يا روز آمار تكميل‌ مي‌شود! چگونه‌ چنين‌ كاري‌جايز است‌؟! اين‌ كار (متعه‌ (صيغه‌) مي‌باشد!!

در مورد عدة‌ (خيالي‌) كه‌ زن‌ بايد بگذراند مي‌توان‌ از اين‌ حيله‌ استفاده‌ كرد كه‌ مرد از زن‌ استفاده‌ كند تا اينكه وقت‌ تمام‌ مي‌شود، آن‌ گاه‌ بار ديگر او را به‌ عقد دائم‌ در بياورد و سپس‌ قبل‌ از آميزش‌ كردن‌ با او، وي‌ را طلاق دهد تا براي‌ هر كس‌ (به‌ خيال‌ آنها) كه‌ مي‌خواهد از آن‌ استفاده‌ جنسي‌ نمايد و هر زماني‌ كه‌ بخواهد حلال‌ شود اين‌ حيله‌ را در مقابل‌ اين‌ نص‌ قرآني‌ درست‌ كرده‌اند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً﴾ (الأحزاب: 49). «اي‌ مؤمنان‌، چون‌ با زنان‌ مومن‌ ازدواج‌ كنيد آنگاه‌ پيش‌ از آنكه‌ با آنان‌ در آميزيد طلاق شان‌ داديد ديگر شما بر آنان هيچ‌ عده‌اي‌ نداريد كه‌ آن‌ را بشماريد، پس‌ به‌ آنان‌ متعه‌ دهيد و به‌ خوبي‌ رهايشان‌ كنيد».

اين‌ را نعمت‌ الله الجزائري در كتابش‌ (زهر الربيع‌) ذكر كرده‌ است‌!!

برادران‌ تاجري‌ به‌ كشورهاي‌ همسايه‌ مسافرت‌ مي‌نمايند خانه‌اي‌ اجاره‌ نموده‌اند و زني‌ را آن‌ جا نشانده‌اند تا برايشان‌ كار كند و همه‌ آن‌ را به‌ اين‌ صورت‌ زشت‌ نكاح‌ كرده‌اند، اولي‌ مي‌آيد و در طول‌ روزهايي‌ كه‌ در آن‌ اقامت دارد از آن‌ استفاده‌ جنسي‌ مي‌كند تا اينكه‌ برادرش‌ مي‌آيد تا در جاي‌ او قرار بگيرد و او آن‌ را براي‌ برادرش‌ ترك مي‌كند و به‌ كشورش‌ باز مي‌گردد تا نفر سوم‌ بيايد... و اين‌ چنين‌. خداوند شما را نجات‌ دهد!!

مردي‌ همسرش‌ را در بيمارستان‌ بستري‌ نموده‌ و خواهرزنش‌ به‌ جاي‌ زنش‌ آمده‌ تا خدمت‌ فرزندانش‌ را بكند. آيا مي‌داني‌ كه‌ شوهر خواهرش‌ چگونه‌ مي‌تواند با او زنا كند؟

فقيه‌ به‌ او مي‌گويد: زنت‌ را طلاق بده‌ بدون‌ از اينكه‌ كسي‌ را خبر كني‌ كه‌ ممكن‌ است‌ به‌ زن‌ تو خبر بدهد. تا وقتي زنت‌ به‌ خانه‌اش‌ بر مي‌گردد آن‌ وقت‌ بازگرداندن‌ او را به‌ همسري‌ ات‌ نيت‌ كن‌، و مشكل‌ حل‌ است‌!

و اينگونه‌ اين‌ فرد پليد با خواهر زنش‌ به‌ مدت‌ چهل‌ روز كه‌ زنش‌ در بيمارستان‌ به‌ سر مي‌برد آميزش‌ جنسي‌مي‌نمايد، و همواره‌ اين‌ مرد بدون‌ از اينكه‌ خجالت‌ بكشد در گوش‌ برخي‌ از دوستانش‌ در حالي‌ كه‌ لب‌هايش‌ را ازروي‌ لذت‌ بردن‌ و حسرت‌ خوردن‌ بر آن‌ دوران‌ زيبا مي‌ليسد ماجرا را زمزمه‌ مي‌كند و همواره‌ به‌ آن‌ شكار دلبسته‌است‌!

به‌ نظر شما اگر خواهر زنش‌ باري‌ ديگر به‌ ديدار خواهرش‌ به‌ خانه‌ او برود ـ كه‌ حتماً اتفاق مي‌افتد ـ به‌ نظر شما وقتي‌ با شوهر خواهرش‌ روبرو شود يا تنها باشد چه‌ اتفاق خواهد افتاد؟!

ديني‌ كه‌ چيز حرامي‌ در آن‌ نيست‌! محارم‌ وجود ندارد! حرمتي‌ نيست‌! چگونه‌ اين‌ دين‌ به‌ اهل‌ بيت‌ نسبت‌ داده مي‌شود؟!!

اين‌ پرسش‌ و پاسخ‌ آن‌ را كه‌ با عبارتش‌ نقل‌ مي‌كنم‌، بخوان‌: آيا استفاده‌ جنسي‌ و متعه‌ با دختر دوشيزة‌ مسلماني بدون‌ اجازه‌ ولي‌ آن‌ جايز است‌ اگر دختر بيم‌ آن‌ را داشته‌ باشد كه‌ مرتكب‌ حرام‌ خواهد شد؟

بله، اگر ولي‌ دختر او را از ازدواج‌ با كفو منع‌ كند با اينكه‌ دختر به‌ آن‌ علاقه‌ دارد جايز است، و اين‌ منع‌ كردن‌ چون برخلاف‌ مصلحت‌ دختر است، اعتبار اذن‌ ولي‌ ساقط‌ مي‌شود، و نيز اگر عقد موقت‌ به‌ شرط‌ داخل‌ نكردن‌ آله ‌تناسلي‌ در راه‌ جلو و راه‌ عقب‌ باشد جايز است‌!([4]).

آيا اجازه‌ ولي‌ در مورد دوشيزه‌ اگر بدون‌ شرط‌ دخول‌ باشد شرط‌ است‌؟ در عقد موقت‌ اگر لفظاً عدم‌ دخول ‌شرط‌ كرده‌ شود اجازه‌ ولي‌ شرط‌ نيست‌([5]).

أي شيعان با غيرت بفهميد كه اينان گرگ هايی هستند در لباس ميش ميخواهند ناموس و شرف شما را فاسد كنند خانه هايتان را ويران كنند و شما در غفلت بسر ميبريد بفهميد كه دزدان ناموس بسيار خطر ناكتر از دزدان اموال هستند 

اينها مانند شيطان‌ها انسان‌ را گام‌ به‌ گام‌ به‌ پايين‌ مي‌برند از آنها بپرهيزيد. ﴿وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ (البقرة: 168). «و از گامهاي‌ شيطان‌ پيروي‌ مكنيد حقّا كه‌ او دشمن‌ آشكار شماست‌».

اجراي‌ عملي‌ اين‌ فتواها صورتهاي‌ زيادي‌ از ارتباطات‌ جنسي‌ را جايز قرار مي‌دهد، برخي‌ از آن‌ اين‌ است‌:

دانشجويي‌ در دانشكده‌ با دوست‌ دخترش‌ روبرو مي‌شود، روزي‌ از دختر دانشجو مي‌خواهد كه‌ با هم‌ به‌گوشه‌اي‌ دور از ديد و نگاهها بروند و در مكاني‌ وارد شوند تا دختر بدنش‌ را به‌ او نشان‌ بدهد، و سپس‌ همه شيوه‌هاي‌ جنسي‌ را به‌ كار بگيرند ـ كه‌ نيازي‌ به‌ بيان‌ تفاصيل‌ تحريك‌آميز آن‌ نيست‌ ـ دختر اعتراض‌ نموده‌ ومي‌گويد: او هنوز دوشيزه‌ و بكر است‌ و مي‌ترسد رسوا شود، پسر به‌ او اطمينان‌ مي‌دهد و مي‌گويد: نترس‌ ما مي‌توانيم‌ از قسمت‌ هايي‌ از وجود خود استفاده‌ كنيم‌ و بهره‌مند شويم‌ بدون‌ از اينكه‌ دخولي‌ صورت‌ بگيرد، و اگر دوست‌ داري‌ از راه‌ ديگر كار مي‌گيريم‌، پسر براي‌ اينكه‌ ترديد او را از بين‌ ببرد و بر حياي‌ او چيره‌ شود از ميان‌كتابهايش‌ كتابي‌ از (جناب سيد...) در مي‌آورد كه‌ عنوانش‌ اين‌ است‌ (مسائل‌ و ردود ـ پرسش‌ها و پاسخ‌ها ـ) و تحت‌عنوان‌ (مسائل‌ حول‌ النكاح‌ ـ پرسش‌ هايي‌ در مورد ازدواج‌) فتوايي‌ كه‌ پيش‌تر بيان‌ شد را مي‌خواند! پس‌ وقتي كه‌ (سيد) چنين‌ چيزي‌ را حلال‌ قرار مي‌دهد چرا بايد به‌ خود ترديد راه‌ داد؟! آيا مگر اينطور نيست‌ كه‌ آنها سايه‌خدا در زمين‌ هستند و امناي‌ خدا بر شريعتش‌ مي‌باشند؟! و اينجاست‌ كه‌ دختر مي‌پذيرد و جسم‌ها گرم‌ وفروزان‌ به‌ هم‌ بر مي‌خورند تا آتش‌ شعله‌ ور شهوت‌ حرام‌ را به‌ بركت‌ علما در زير دستمال‌ (ازدواج‌ موقت‌) خاموش‌ كنند.

در ديدارهاي‌ خانوادگي‌ بين‌ خويشاوندان‌ و دوستان‌ مي‌بينيم‌ كه‌ فتواهاي‌ گذشته‌ براي‌ هر جواني‌ از آنها جايز قرار مي‌دهد كه‌ با هر دختر جواني‌ از خانوادة‌ مهمان‌ يا ميزبان‌ اتفاق كنند تا در مكاني‌ دورتر باشند سپس‌ هر چه آنجا مي‌خواهند از قبيل‌ بغل‌ كردن‌، بوسيدن‌، لخت‌ كردن‌، انجام‌ دهند و فراتر از اين‌ هم‌ اشكالي‌ ندارد تا زماني‌كه‌ دخول‌ نشده‌ است‌، و پدر محترم‌ در اين‌ لحظه‌ با كمال‌ تشريفات‌ در سالن‌ پذيرايي‌ نشسته‌ است‌ و با ميزبانش‌به‌ گفتگو مشغول‌ است‌ و چاي‌ مي‌نوشد تا اينكه‌ دخترش‌ كشمكش‌ و نبرد شريف‌ خود را به‌ پايان‌ مي‌رساند، اين‌وقتي‌ است‌ كه‌ دختر دوشيزه‌ باشد اما اگر بيوه‌ باشد به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ مادر مهمان‌ يا خواهر بيوه‌اش‌ يا دختر طلاق گرفته‌اش‌ باشد در اينجا همه‌ چيز حلال‌ و گوارا است، و از هر راهي‌ كه‌ بخواهد عمل‌ جنسي‌ را مي‌تواند انجام‌ دهد!!

ملاحظه‌اي‌ مهم‌:

وقتي‌ دختر باكره‌ باشد مي‌توان‌ از راه‌ پشت‌ آميزش‌ كرد ـ يك‌ بار ديگر به‌ فتوا مراجعه‌ كنيد ـ اما اگر شوهر داشته‌باشد مي‌توان‌ از آن‌ استفاده‌ كرد بدون‌ از اينكه‌ نياز باشد در مورد حالتش‌ پرسيده‌ شود.

اين‌ بي‌بند و باري‌ است‌ و جامعه‌ جنگل‌ است‌ كه‌ حيوانات‌ روي‌ يكديگر سوار مي‌شوند!!

اعتماد كرده‌اند كه‌ فتواي‌ (سيد) و موضوع‌ (دبر) در فتواي‌ گذشته‌اش‌ اشاره‌اي‌ لطيف‌ به‌ دختر جواني‌ پاكدامن‌است‌ كه‌ او مي‌تواند كارهاي‌ جنسي‌ را از راه‌ (دبر) انجام‌ دهد ـ اگر بخواهد ـ تا بتواند راه‌ جلويش‌ را تا زمان‌ نياز سالم‌ نگاه‌ دارد زماني‌ كه‌ شاه‌ داماد در شب‌ زفاف‌ مي‌آيد تا همسر (پاكدامن‌) (شريف‌) به‌ (حفظ‌) و (نگاهداري‌) را ببيند!!

اي‌ شرافتمندان‌! اي‌ مسلمانان‌ مذاهب‌ ديگر!

اميدوارم‌ كه‌ به‌ برادران‌ شيعه‌اي تان‌ بدگمان‌ نشويد، زيرا آنها چنين‌ بي‌بند و باري‌ و حيواني‌ گري‌ را نمي‌پسندند وتصور نمي‌كنند كه‌ فتواهاي‌ اين‌ (سيدها) تا اين‌ حد به‌ انحطاط‌ منجر مي‌شود، بلكه‌ اغلب‌ شيعيان‌ از آن‌ چيزي نمي‌دانند، و بسياري‌ وقتي‌ به‌ اين‌ فتواها بر مي‌خورند زياد در آن‌ توقف‌ نمي‌كنند و نيز جرأت‌ مناقشه‌ يا اشتباه‌ قراردادن‌ آن‌ را ندارند، گذشته‌ از اينكه‌ آن‌ را انكار نمايند و در مقابلش‌ بايستند.

آنان‌ بر مقدس‌ دانستن‌ علماء يا علمانماها و ترس‌ از آنها تربيت‌ شده‌اند تا جايي‌ كه‌ به‌ آنها چون‌ انسان‌هاي معصوم‌ مي‌نگرند و رفتار مي‌نمايند!

و اگر نه‌ كدام‌ انسان‌ باغيرت‌ چنين‌ چيزهايي‌ را براي‌ ناموس‌ خود قبول‌ مي‌كند؟! و ازدواج‌ با زني‌ كه‌ چندين‌ سال در اين‌ رسوايي‌ها به‌ سر برده‌ و از آغوش‌ اين‌ مرد به‌ آغوش‌ آن‌ يكي‌ منتقل‌ و زير و رو مي‌شده‌ گوارا مي‌كند!!

آيا تو تصديق‌ مي‌كني‌ كه‌ اين‌ دين‌ محمد r است‌؟ و آيا قبول‌ مي‌كني‌ كه‌ اهل‌ بيت‌ چنين‌ چيزي‌ را مي‌پسندند؟ و يا خوبيهاي‌ اخلاق عرب‌ كه‌ پيامبر r آمد تا آن‌ را تكميل‌ نمايد اين‌ را گوارا مي‌كند و تائيد مي‌نمايد؟

پيامبر بزرگوار r مي‌فرمايد: (من‌ آمده‌ام‌ تا خوبيهاي‌ اخلاق را كامل‌ كنم‌). كامل‌ كنم‌ نه‌ اينكه‌ منهدم‌ كنم‌!

بي‌بند و باري‌ اروپايي‌:

و براي‌ اينكه‌ نقاب‌ ـ نه‌ بيشتر از اين‌ ـ از حقيقت‌ ماجرا دور شود تا مقصود و هدف‌ آشكار شود بدون‌ از اينكه‌ به تفسير و پرده‌ برداري‌ نيازي‌ باشد اين‌ فتوا را با عبارتش‌ برايتان‌ نقل‌ مي‌كنم‌:

مسأله‌ 289) آيا متعه‌ كردن‌ و استفاده‌ جنسي‌ از دختر اروپايي‌ غربي‌ بدون‌ اجازه‌ ولي‌اش‌ جايز است‌؟

جواب‌: اگر فرض‌ كنيم‌ كه‌ ولي‌ او را رها كرده‌ و در همه‌ كارهايش‌ او را به‌ خودش‌ سپرده‌ است‌ نيازي‌ به‌ اجازه‌گرفتن‌ نيست‌ حتي‌ در مورد دختر مسلمان(!!!) و همچنين‌ اگر مذهب‌ دختر چنين‌ بود كه‌ اجازه‌ گرفتن‌ لزومي‌نداشت‌ بدون‌ مراجعه‌ به‌ ولي‌ جايز است‌ حتي‌ در مورد دختر مسلمان‌ نيز(!!!)

چنان‌ كه‌ اگر ولي‌ دختر را از ازدواج‌ كردن‌ با كفو منع‌ كند در صورتي‌ ديگر كفوي‌ نباشد اعتبار اذن‌ او ساقط‌مي‌شود([6]).

آيا اين‌ جايز قرار دادن‌ همه‌ هرج‌ و مرج‌ جنسي‌ و بي‌بند و باري‌ حيواني‌ كه‌ در اروپا و غرب‌ انجام‌ مي‌شود نيست‌؟!

آيا اين‌ فتوا تلاشي‌ ننگين‌ نيست‌ كه‌ جناب‌ سيد براي‌ نقل‌ بي‌بند و باري‌ به‌ جامعه‌ مسلمان‌ مي‌نمايد؟!

سوال‌ كننده‌ از جامعه‌ اروپايي‌ غربي‌ و دختر جوان‌ اروپايي‌ مي‌پرسد و (سيد) او را راهنمايي‌ مي‌كند كه‌ اين‌ كار حتي‌ اگر با دختر مسلمان‌ در جامعه‌ اسلامي‌ شرقي‌ انجام‌ شود اشكالي‌ ندارد زماني‌ كه‌ ولي‌ ديوث‌ (دختر را رها كرده‌ باشد و او را به‌ خودش‌ سپرده‌ باشد)!!! و يا اگر دختر از تحت‌ سرپرستي‌ و اطاعت‌ ولي‌اش‌ بيرون‌ باشد (تا ولي‌ را با خواست‌ و توجيه‌ مرجع‌ خود ديوث‌ كند، زيرا (مذهب‌ دختر اين‌ است‌ اجازه‌ گرفتن‌ لازم‌ نيست‌)، اما (سيد) به‌ ما نگفت‌ حكم‌ ولي‌ كه‌ دخترش‌ را رها مي‌كند و او را به‌ خودش‌ واگذار مي‌نمايد تا هر چه‌ مي‌خواهد انجام‌ دهد چيست، و در شريعت‌ سيد حكم‌ ولي‌ چيست‌؟!!

چنين‌ جامعه‌اي‌ نياز دارد كه‌ با اتو معالجه‌ شود تا با دستمال‌ كاغذي‌ خشك‌ كننده‌ كه‌ بوسيله‌ آن‌ زخمهايي‌ كه‌ چرك‌ و گندگي‌ از آن‌ بيرون‌ مي‌آيد عطرآگين‌ گردد.

اطلاع‌ داشتن‌ ما از چنين‌ فتواهايي‌ كه‌ پاكدامني‌ جامعه‌ را ترور مي‌نمايد و شناخت‌ ما از آنچه‌ پشت‌ پرده‌ مي‌گذرد يكي‌ از بزرگترين‌ عواملي‌ است‌ كه‌ ما را وادار مي‌نمايد كه‌ فرياد بزنيم‌ (آيين‌ و شيوه‌ اهل‌ بيت‌ را نجات‌ دهيد).

چرا برادران مان‌ را از مذاهب‌ ديگر وقتي‌ مذهبي‌ را كه‌ فتواي‌ علمايش‌ اين‌ است‌ به‌ ريشخند و تمسخر مي‌گيرند سرزنش‌ مي‌كنيم‌؟

چرا از تنفر آنها از اين‌ مذهب‌ خشمگين‌ مي‌شويم‌؟

در حالي‌ كه‌ آنها آنچه‌ اتفاق مي‌افتد را با چشمان‌ خود شان‌ مشاهده‌ مي‌كنند، و آنچه‌ خوار و رسوا مي‌نمايد را مي‌خوانند، و همه‌ آنچه‌ ما انجام‌ مي‌دهيم‌ اين‌ است‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كنيم‌ تا واقعيت‌ و وضعيت‌ ننگين‌ و خفت‌ باري ‌را با كاغذ پاره‌ هايي‌ كه‌ روي‌ آن‌ نوشته‌ شده: فقيه‌ گفت‌، مرجع‌ فتوا داد، گفت‌ و شنيد، و گفت‌: روايت‌ و حكايت‌ مي‌شود! پيوند بزنيم‌ و بپوشانيم‌.

چگونه‌ مي‌خواهي‌ مرا قانع‌ كني‌ كه‌ به‌ پزشكي‌ اعتماد كنم‌ كه‌ بيماران‌ از پيش‌ او همراه‌ با بيماري‌ها وميكروب‌هاي‌ واگيردار بيرون‌ مي‌آيند و سپس‌ به‌ من‌ مي‌گويي‌: اين‌ اصول‌ پزشكي‌ و روش‌ آن‌ است‌؟!

من‌ به‌ عنوان‌ يك‌ انسان‌ خداوند عقل‌ انديشه‌گر و پويا به‌ من‌ ارزاني‌ داشته‌ است، و در ميان‌ دو راه‌ قرار دارم‌ كه‌ راه سومي‌ نيست‌. يا اينكه‌ اين‌ پزشك‌ فقط‌ ادعا مي‌كند و معالجه‌ بلد نيست‌ و يا اينكه‌ ما بايد در اين‌ اصول‌ و شيوه كه‌ چنين‌ پزشكي‌ را تحويل‌ جامعه‌ داده‌ بازبيني‌ كنيم‌.

 

بخوان‌ و تعجب‌ كن‌:

1ـ مساله‌ 237) كشورهاي‌ زيادي‌ هستند كه‌ زنا در آن‌ مشهور است، و زنا براي‌ بسياري‌ از دختران‌ اين‌ كشورها منبع‌ درآمد است، پس‌ اگر شخصي‌ بخواهد با دختري‌ از دختران‌ اين‌ كشورها ازدواج‌ كند آيا لازم‌ است‌ از آن بپرسد كه‌ متأهل‌ است‌ يا زناكار است‌؟ و آيا عدت‌ گذرانده‌ يا نه‌؟

پاسخ‌: پرسيدن‌ از حالت‌ آن‌ در صورتي‌ كه‌ اشكالي‌ داشته‌ باشد لازم‌ نيست‌ مگر اينكه‌ به‌ يقين‌ معلوم‌ باشد كه متأهل‌ است(!!!) يا طلاق گرفته‌ است، پس‌ اگر در مرحله‌ اول‌ در مورد طلاق گرفته‌ بودنش‌ شك‌ كرد بايد بپرسد كه‌ آيا او طلاق گرفته‌ است‌ يا نه‌؟ پس‌ اگر گفت‌: بله،‌ من‌ طلاق گرفته‌ام، كافي‌ است‌، و در بار دوم‌ اگر شك‌ داشت‌ كه‌ از عده‌ بيرون‌ آمده‌ يا نه‌ بايد بپرسد، وقتي‌ گفت‌: بله‌، به‌ همين‌ كفايت‌ كند. اما زنان‌ زناكار معروف‌ ازدواج‌ و با آنها بنابر قول‌ احوط‌ درست‌ نيست، مگر زني‌ كه‌ واقعاً توبه‌ كرده‌ باشد، پس‌ آن‌ وقت‌ ازدواج‌ موقت‌ و دائم‌ با آنهادرست‌ است ([7]).

توجه‌ كن‌ (طبق‌ قول‌ احوط‌) يعني‌ لازم‌ نيست، بلكه‌ از روي‌ احتياط‌ چنين‌ است‌. بدون‌ شك‌ چنين‌ موانع‌ اختياري كه‌ لازم‌ نيستند در چنين‌ مسائلي‌ از بين‌ مي‌رود و ارزش‌ واقعي‌ نخواهند داشت‌ مگر به‌ نزد اندك‌ بسيار كمي‌ و بسا چنين‌ افرادي‌ يافت‌ نمي‌شود!

به‌ كار بردن‌ چنين‌ كلماتي‌ مانند (از روي‌ احتياط‌) و (مكروه‌ است‌)، و امثال‌ آن‌ از طرف‌ فقيه‌ در چنين‌ مسائلي وسيله‌هايي‌ براي‌ تقيه‌ بيش‌ نيستند، اما برعكس‌ ـ يعني‌ موافق‌ است‌ مخالف‌ نيست‌ ـ تا از نفرت‌ يا اعتراضي‌ كه‌ در وجودش‌ پديد مي‌آيد بپرهيزد! با اينكه‌ برخي‌ ازدواج‌ با زناكار را بدون‌ (از روي‌ احتياط‌) به‌ طور مطلق‌ جايز مي‌دانند!!

11ـ مساله‌ 293) آيا خبر كردن‌ مردي‌ كه‌ مي‌خواهد زني‌ را صيغه‌ كند به‌ اينكه‌ اين‌ زن‌ از مردي‌ كه‌ پيش‌تر او را صيغه‌ كرده‌ عده‌ نگذرانيده‌ است‌ واجب‌ است‌؟

پاسخ‌: خبر كردن‌ واجب‌ نيست(!!!)([8]).

چگونه‌ واجب‌ نيست‌!! بر اساس‌ كدام‌ دين‌ و آيين‌ واجب‌ نيست‌؟! چگونه‌ در صورتي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ زن‌ از شوهر قبلي‌ حامله‌ شده‌ باشد! و اگر بعداً حامله‌ بودنش‌ مشخص‌ گرديد فرزند به‌ چه‌ كسي‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود؟!

 

فاجعه‌اي‌ ديگر:

12ـ مساله‌ 290): آيا مي‌توان‌ با دختر جوان‌ دوشيزه‌اي‌ كه‌ پدرش‌ وفات‌ نموده‌ و مادرش‌ زنده‌ است‌ و دختر نيز به سن‌ رشد رسيد، بدون‌ اجازه‌ كسي‌ ازدواج‌ كرد؟

جواب‌: اشكالي‌ ندارد(!!!!) اگر پدربزرگي‌ از طرف‌ پدر نداشته‌ باشد، و اگر نه‌ احتياط‌ اين‌ است‌ كه‌ از او اجازه گرفته‌ شود([9]).

فكر كن‌ چگونه‌ انسان‌ مي‌تواند در چنين‌ جامعه‌اي‌ در مورد دخترانش‌ ايمن‌ باشد؟!

اگر اين‌ بيوه‌ بيچاره‌ روزي‌ افراد ناشناسي‌ را در خانه‌اش‌ ببيند كه‌ با دخترانش‌ آميزش‌ جنسي‌ مي‌نمايند و آنها را بر بستر دخترش‌ مشاهده‌ كند چكار خواهد كرد؟! اگر به‌ او بگوييم‌ ـ يا بگويند ـ آنها متعه‌ مي‌كنند؟! و وقتي‌ به‌ نزد (سيد) برد و جوابش‌ اين‌ باشد: باسمه‌ تعالي‌' اين‌ جايز است‌؟!!

جامعه‌اي‌ كه‌ رهبرانش‌ (و كدام‌ رهبران‌!! روحاني‌هاي‌ مقدس‌) به‌ زشتي‌ دستور مي‌دهد و فساد را تحريك‌ مي‌نمايند، و قافله‌ فساد كاران‌ را رهبري‌ مي‌نمايند، به‌ راستي‌ كه‌ چنين‌جامعه‌اي‌ حالتش‌ از جامعه‌ اروپايي‌ بدتر است‌، چون‌ آنها كارهايي‌ كه‌ مي‌كنند به‌ نام‌ دين‌ انجام‌ نمي‌دهند بلكه‌ دينشان‌ را از اين‌ زشتي‌ پاك‌ كرده‌اند و با كمال‌ شجاعت‌ مسئوليت‌ آلوده‌ شدن‌ به‌ اين‌ زشتي‌ها را به‌ گردن گرفته‌اند.

فردي‌ كه‌ شراب‌ مي‌نوشد و به‌ حرام‌ بودن‌ آن‌ عقيده‌ دارد مرتكب‌ يك‌ گناه‌ مي‌شود، و فردي‌ كه‌ بنام‌ دين‌ آن‌ را حلال‌ قرار مي‌دهد و مي‌خورد مرتكب‌ دو گناه‌ شده‌ بلكه‌ او كافر است‌.

اگر حرمت‌ شراب‌ را مي‌دانسته‌ است‌.

پس‌ در مورد كسي‌ كه‌ آن‌ را بنام‌ شريعت‌ پاك‌ خوردنش‌ را واجب‌ مي‌داند چه‌ فكر مي‌كني‌؟!!!

جامعه‌ بي‌بند و بار آمريكا پاك‌تر و شريف‌تر و صداقتش‌ با خودش‌ بيشتر است،‌ و اين‌ جامعه‌ رئيس‌ جمهورش‌ (كلينتون‌) را به‌ خاطر ارتباط‌ مشكوك‌ وي‌ با كارمند كاخ‌ سفيد (مونيكا لوينسكي‌) محاكمه‌ مي‌نمايد.

اگر كلينتون‌ ديني‌ مي‌داشت‌ مانند اين‌ فتواها كه‌ اين‌ كار را برايش‌ جايز قرار مي‌داد مشكلي‌ برايش‌ پيش‌ نمي‌آمد، چون‌ او با تمام‌ سادگي‌ و خيلي‌ راحت‌ ادعا مي‌كرد كه‌ او را صيغه‌ كرده‌ است، و به‌ صورت‌ موقت‌ ازدواج‌ نموده‌است‌. شكي‌ نيست‌ كه‌ چنين‌ خواهد شد (مردان‌ دين‌) را مي‌بيني‌ كه‌ اين‌ شرايط‌ ظاهري‌ را اجرا مي‌كنند و كلمه ‌(خودم‌ را به‌ متعه‌ تو دادم‌) را تلفظ‌ مي‌نمايد و قبول‌ كردم‌ را بيان‌ دارند و مزد و مدت‌ را ذكر مي‌كنند، و با اين ارتباط‌ صحيح‌ و شرعي‌ مي‌شود و اشكال‌ برطرف‌ مي‌شود، و (روحاني‌ها و مردان‌ ديني‌ ما) هر روز و بي‌ پرده آنچه‌ را كلينتون‌ با مونيكا لونيسكي‌ انجام‌ داده‌ انجام‌ مي‌دهند! آيا قبول‌ مي‌كني‌؟!!

حلال‌ زاده‌!

13ـ مساله‌ 194: اگر شوهر با زنش‌ بعد از پايان‌ يافتن‌ مدت‌ عقد موقت‌ به‌ باور اينكه‌ هنوز مدت‌ باقي‌ است‌ وتمام‌ نشده‌ آميزش‌ كرد، حكم‌ فرزندي‌ كه‌ به‌ دنيا مي‌آيد چيست‌؟

جواب‌: فرزند مذكور در اين‌ صورت‌ حلال‌ زاده‌ است‌ ([10]).

باز به‌ پژوهش‌ و جستجو پرداختم:‌

گفتم:‌ آيا معقول‌ است‌ كه‌ اسلام‌ برابر خود چنين‌ بي‌ بند و باري‌ عجيبي‌ را در جامعه‌ غربي‌ ببيند سپس‌ آن‌ را تاييد نمايد و تشويق‌ كند؟!!

و مي‌گفتم‌ كه‌ يك‌ مرد از تمام‌ اين‌ جامعه‌ غيرتش‌ بوجود مي‌آيد و مردانگي‌ اش‌ حركت‌ مي‌كند و آن‌ را حرام‌ قرار مي‌دهد!

يكي‌ فقط‌؟!!

به‌ منابع‌ بازگشته‌ و آن‌ را مي‌خواندم‌ و فكر مي‌نمودم و جستجو مي‌كردم‌ در آن‌ چيزها يافتم‌ كه‌ موجب‌ خوشنودي‌ام‌ شده‌ و آرام‌ گرفتم‌.

نخست‌ يافتم‌: كه‌ ازدواج‌ (متعه‌) كه‌ به‌ هنگام‌ بعثت‌ پيامبر r وجود داشته‌ است، ازدواجي‌ است‌ كه‌ با ازدواج شرعي‌ هيچ‌ فرقي‌ ندارد مگر در وقت‌ و ارث، يعني‌ موافقت‌ ولي‌ و گرفتن‌ شاهد در آن‌ شرط‌ است‌، اما اين صورتهاي‌ زشتي‌ كه‌ فقها امروز اجازه‌ مي‌دهند از متعه‌ نيست، فقط‌ نام‌ متعه‌ را بر آن‌ يدك‌ مي‌كشند. (متعه‌اي‌) كه در ابتداي‌ امر بود يك‌ چيز بود، و اين‌ چيزي‌ كه‌ اتفاق مي‌افتد چيزي‌ ديگر است، پس‌ استدلال‌ كردن‌ آن‌ از متعه نوعي‌ مغالطه‌ است‌ كه‌ اساس‌ آن‌ جز بازيچه‌ اشتراك‌ لفظي‌ ديگر چيزي‌ بيش‌ نيست. با وجود اين‌، پيامبر r در آخرزندگي‌ اش‌ ازدواج‌ موقت‌ را حرام‌ قرار داد، و هنوز وفات‌ نكرده‌ بود كه‌ ازدواج‌ موقت‌ را حرام‌ نمود آن‌ طور كه‌ در آخر كار شراب‌ را حرام‌ نمود.

و دليل‌ قطعي‌ حرام‌ بودن‌ ازدواج‌ موقت‌ اين‌ است‌ كه‌ هيچ‌ يك‌ از ائمه‌ و هيچ‌ يك‌ از فرزندان‌ و نوادگانشان‌ صيغه‌زاده‌ و محصول‌ ازدواج‌ موقت‌ نبوده‌ است، و در طول‌ مدت‌ زماني‌ طولاني‌ كه‌ سه‌ قرن‌ كه‌ با آنچه‌ معروف‌ به ‌(غيبت‌ كبري‌) است‌ پايان‌ مي‌يابد، و با وجود اينكه‌ در خلال‌ اين‌ مدت‌ طولاني‌ آنان‌ صدها زن‌ گرفته‌اند، و از آنهاصاحب‌ صدها پسر و دختر شده‌اند، هيچ‌ فرزندي‌ از فرزندانشان‌ صيغه‌ زاده‌ و محصول‌ ازدواج‌ موقت‌ نبوده‌ است‌! و كتابهايي‌ از نسب‌ صحبت‌ مي‌نمايند كه‌ مخصوص‌ آنها مي‌باشند و فرزندان‌ و مادر فرزندانشان‌ را ذكر مي‌كنند و آنها را به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ مي‌نمايند، مي‌گويند: اين‌ مادرش‌ آزاد بود، و اين‌ مادرش‌ كنيز بوده‌ است، وبعضي‌ وقت‌ها مي‌گويند: فلاني‌ مادرش‌ ام‌ ولد است‌، يعني كنيز است. صرف‌ نظر از نوادگان‌ اهل‌ بيت‌ غير از ائمه‌. پس‌ اگر ازدواج موقت‌ (متعه‌) حلال‌ مي‌بود آنها آن‌ را انجام‌ مي‌دادند، و از راه‌ ازدواج‌ موقت‌ صاحب‌ صدها فرزند مي‌شدند، واين كتابها چنين‌ مي‌نوشتند كه‌ فلاني‌ مادرش‌ فلاني‌ است، پدرش‌ (امام‌ يا غير از او هر كس‌ كه‌ باشد) مادرش‌ را به صورت‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ خود در آورده‌ بود.

آيا از من‌ مي‌خواهي‌ تصديق‌ كنم‌ يا درك‌ نمايم‌ كه‌ آنها صدها زن‌ صيغه‌ كرده‌اند اما به‌ قدرت‌ خداوند قادر سبحان هيچ‌ يك‌ از اين‌ زنها حامله‌ نشده‌ و فرزندي‌ به‌ دنيا نياورده‌ است‌؟!

اتفاق ائمه‌ و ديگر اهل‌ بيت‌ بر پرهيز ازدواج‌ موقت‌ دليل‌ قاطعي‌ است‌ بر اينكه‌ ازدواج‌ موقت‌ نزد آنها حرام‌ بوده است‌. و در اين‌ مورد، روايت‌هاي‌ زياد از آنها در كتابها آمده‌ كه‌ پوشيده‌ نگاه‌ داشته‌ شده‌اند، به‌ جز شيعيان‌ زيدي‌ آنان‌ اين‌ را از امام‌ زين‌ العابدين u‌ روايت‌ و اظهار نموده‌ و آشكار كرده‌اند، و ازدواج‌ موقت‌ درمذهبشان‌ حرام‌ است‌.

در كتاب‌ (الروض‌ النضير شرح‌ مجموع‌ الفقه‌ الكبير) در فقه‌ زيديه‌ 4/218 آمده‌ است‌:

- از امام‌ زيد u روايت است‌ او از پدرش‌ علي‌ u، و پدرش‌ از پدر بزرگش‌ حسين‌ u و او از علي‌ u روايت‌ مي‌نمايد كه‌ گفت‌: «پيامبر خدا r در سال‌ خيبر از ازدواج‌ متعه‌ نهي‌ كرد». و در روايتي‌ ديگر به‌ جاي‌ نهي‌ كرد آمده‌ كه‌ حرام‌ قرار داد.

- نوه‌ امام‌ زيد u حسن‌ ين‌ يحيي‌، فقيه‌ عراق در زمان‌ خودش‌، گفته‌ است‌: (خاندان‌ پيامبر r بر كراهيت‌ ازدواج‌ و نهي‌ كردن‌ از آن‌ اجماع‌ كرده‌اند). به‌ كلمه‌ اجماع‌ كرده‌اند توجه‌ كنيد.

- و از امام‌ صادق u در مورد متعه‌ (ازدواج موقت‌) روايت‌ شده‌ كه‌ گفت:‌ (آن‌ زناست‌).

- و امام‌ باقر u در مورد آن‌ فرموده‌: (متعه‌ همان‌ زناست‌).

و وقتي‌ به‌ منابع‌ اثناعشري‌ مراجعه‌ كنيم‌ اين‌ مطالب‌ را مي‌بينيم‌.

 كليني‌ با سند خودش‌ از مفضل‌ بن‌ عمر روايت مي‌نمايد كه‌ گفت:‌ از ابو عبدالله u شنيدم‌ كه‌ مي‌گفت:‌ (ازدواج‌ موقت‌ را ترك‌ كنيد، آيا فردي‌ از شما حيا نمي‌كند كه‌ در جاي‌ عورتي‌ ديده‌ شود و اين‌ بر برادران‌ و ياران‌ صالح‌ او حمل‌ شود)([11]).

و از مام‌ زيد u، از پدرانش،‌ از امير المؤمنين‌ علي‌ u روايت‌ است‌ كه‌ گفت‌: «پيامبر خدا r‌ روز خيبر گوشت خرهاي‌ اهلي‌ و ازدواج‌ موقت‌ را حرام‌ قرار داد»([12]).

و اين‌ موافق‌ با آنچه‌ كه‌ اينك‌ به‌ روايت‌ زيدي‌ها ذكر شد.

و از صادق u روايت‌ است‌ كه‌ او در مورد متعه‌ پرسيده ‌شد؟ گفت‌: (نزد ما جز انسانهاي‌ فاسق‌ كسي‌ آن‌ را انجام‌ نمي‌دهد)([13]).

امام ابو الحسن‌ نكته‌ زيبايي‌ از اسرار باطل‌ بودن‌ نكاح‌ متعه‌ (ازدواج‌ موقت‌) را بيان‌ مي‌نمايد و آن‌ اين‌ است‌ كه‌ با ازدواج‌ موقت‌ مردان‌ از زنهاي‌ خود روي‌ گردان‌ شده‌ و زنان‌ زيان‌ مي‌بينند، و اين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ هر زني‌ كه شورهش‌ با زنان‌ ديگر صيغه‌ مي‌كند رنج‌ مي‌برد، و اين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ مشاهده‌ شده‌ - اگر مي‌خواهيد بپرسيد ـ وبسا اين‌ كار باعث‌ مي‌شود تا زن‌ به‌ انحراف‌ كشانده‌ شود، او از ازدواج‌ موقت‌ سخن‌ مي‌گويد و بيان‌ مي‌دارد (با مشغول‌ شدن‌ به‌ ازدواج‌ موقت‌ از زنان‌ خود روي‌ گردان‌ نشويد، آنگاه‌ زنانتان‌ ناسپاسي‌ مي‌كنند و بيزاري مي‌جويند، و كسي‌ را كه‌ به‌ اين‌ كار فرمان‌ مي‌دهد دعاي‌ بد مي‌كنند و ما را نفرين‌ خواهند كرد)([14]).

عمل‌ كردن‌ به‌ روايت‌ هايي‌ كه‌ ازدواج‌ موقت‌ را حرام‌ قرار مي‌دهد شيعه‌ را از مذهبش‌ بيرون‌ نمي‌كند، چون‌ در بين‌ روايت‌هاي‌ متضاد با يكديگر او برخي‌ را بر برخي‌ ترجيح‌ مي‌دهد، و اين‌ ترجيح‌ دادن‌ چيزي‌ نيست‌ كه‌ از مذهب‌ يا دين‌ بيرون‌ كند، بلكه‌ تمام‌ مذهب‌ ـ در واقع‌ ـ بر اساس‌ ترجيح‌ قائم‌ است، زيرا هيچ‌ مسئله‌اي‌ يافت‌نمي‌شود كه‌ روايت‌ها از ائمه‌ در مورد آن‌ متعارض‌ و متضاد هستند، و اين‌ قضيه‌اي‌ است‌ كه‌ گذشتگان‌ از آن‌ رنج‌برده‌اند، و به‌ خاطر همين‌ قضيه‌، شيخ‌ طوسي‌ شيخ‌ طائفه‌ كتابش‌ (تهذيب‌ الاحكام‌) را نوشت، پس‌ چگونه اگر قول‌ مرجوح چيزي‌ باشد كه‌ عقل‌ و دين‌ آن‌ را نمي‌پذيرد؟!

بگو: شما را به‌ يك‌ چيز پند مي‌دهم‌.

اگر زني‌ كه‌ شوهر ندارد حامله‌ شود ـ مانند اينكه‌ بيوه‌ يا طلاق گرفته‌ باشد ـ يا حتي‌ دختري‌ دوشيزه‌ باشد ـ كه‌ به‌علت‌ زنا ـ حامله‌ شده‌ باشد سپس‌ خانواده‌اش‌ پي‌ برد و او رسوا شد پس‌ بر آنها ـ تا خودش‌ را از عذاب‌ برهاند- اعتراض‌ كرد و گفت‌: كه‌ او با ازدواج‌ شرعي‌ حامله‌ شده‌ و ازدواج‌ شرعي‌ (متعه‌) است، چگونه‌ مي‌توانيم‌ ميان‌ دوچيز فرق بگذاريم‌؟!!

اي‌ ملت‌!

ديني‌ كه‌ آنچه‌ بين‌ منكر و معروف‌ فرق مي‌گذارد در آن‌ دين‌ پوشيده‌ است‌، و حدود مرزهاي‌ شرك‌ و توحيد يا دروغ‌ و راست‌ و ازدواج‌ و زنا در آن‌ شناخته‌ نمي‌شود!

ديني‌ كه‌ در آن‌ هر مردي‌ مي‌تواند دمِ‌ درِ خانه‌اش‌ بايستد، و زناني‌ كه‌ صبح‌ و شام‌ از آنجا مي‌گذرند خود را به آنها عرضه نمايد تا يكي توافق‌ نمايد كه‌ يك‌ ساعت‌ فقط‌ يا كمتر از يك‌ ساعت‌ با او داخل‌ خانه‌ بيايد و او درِ اتاقش‌ را ببندد تا غريزة خود را اشباع‌ كند، سپس‌ او را رها كند تا با سلامتي‌ برود و به‌ دنبال‌ كسي‌ ديگر غير از او باشد، و او نيز به‌ جستجوي‌ زني‌ ديگر بپردازد. دقيق‌ مانند كار زناكاران‌ و هيچ‌ فرقي‌ جز چند كلمه‌ كه‌ ايجاب‌ و قبول‌ وقت‌ است‌ ندارد، و نيز مي‌تواند مشتي‌ آرد يايك‌ نان‌ به‌ عنوان‌ مهريه‌ بدهد.

ديني‌ كه‌ چيزي‌ را درست‌ مي‌داند و تاييد‌ مي‌كند امكان‌ ندارد كه‌ دين‌ خدا باشد و امكان‌ ندارد كه‌ چنين‌ ديني‌ را خداوند براي‌ اهل‌ بيت‌ پيامبرش‌ به‌ عنوان‌ شريعت‌ ارائه‌ دهد.

مرد ديگر كه‌ همين‌ كار را با زني‌ كه‌ آن‌ را از خيابان‌آورده‌ انجام‌ داده‌ زناكار شمرده‌ مي‌شود، و بر او حد جاري‌ مي‌گردد كه‌ گاهي‌ به‌ سنگسار كردنش‌ تا اينكه‌ بميرد مي‌رسد، چون‌ اين‌ كارهاي‌ ظاهري‌ را انجام‌ نداده‌ است، با اينكه معمولاً زنا در هر حالتي انجام شود زمان‌ و پول‌ آن‌ مشخص‌ مي‌گردد.

عقلها كجا رفته‌اند؟!

اين‌ روايت‌ را در روضه‌ كافي‌ كليني‌ بخوانيد:

از محمد بن‌ مسلم‌ روايت‌ است‌ كه‌ مي‌گويد: «به‌ نزد ابوعبدالله u رفتم‌ و به‌ او گفتم:‌ در خواب‌ ديدم‌ كه‌ واردخانه‌ام‌ شدم‌ و همسرم‌ به‌ سوي‌ من‌ آمد و گردوهاي‌ زيادي‌ شكست و روي‌ من‌ ريخت،‌ از اين‌ خواب‌ شگفت‌ زده شدم‌... تعبيرش‌ چيست‌؟ گفت‌: اي‌ پسر مسلم، زني‌ را صيغه‌ مي‌كني‌ همسرت‌ باخبر مي‌شود و لباسهاي‌ نو‌ تو را پاره‌ پاره‌ مي‌نمايد، زيرا پوست‌ لباس‌ مغز است‌. ابن‌ مسلم‌ گفت‌: سوگند به‌ خدا بين‌ تعبير او جز صبح‌ جمعه فاصله‌ نبود، صبح‌ جمعه‌ من‌ دمِ‌ در نشسته‌ بودم‌ ناگهان‌ كنيزي‌ از كنار من‌ رد شد، پسندم‌ آمد به‌ غلام‌ خود دستور دادم‌ كنيز را برگرداند، و سپس‌ آن‌ را وارد خانه‌ام‌ كردم، من‌ با آن‌ آميزش‌ كردم، همسرم‌ باخبر شد، و وارد خانه‌اي‌ شد كه‌ در آن‌ بوديم، كنيز به‌ سوي‌ در شتافت، و من‌ باقي‌ ماندم‌ و همسرم‌ لباسهاي‌ نو‌ مرا كه‌ در روزهاي‌ عيد مي‌پوشيدم‌ پاره‌ كرد»([15]).

ارتباط‌ زناشويي‌:

نگاه‌ كن‌ چگونه‌ آن‌ را توسعه‌ و بسط‌ داده‌اند!

- آميزش‌ با زن‌ از راه‌ عقب‌ جايز است‌. و به‌ گمان‌ من‌ اگر زن‌ راه‌ سوم‌ يا چهارم‌ و حتي‌ اگر راه‌ دهمي‌ مي‌داشت‌ كه‌ آميزش‌ در آن‌ ممكن‌ بود آن‌ را حلال قرار مي‌دادند، و چرا نه‌؟

كليني‌ از رضا u روايت‌ كرده‌ كه‌ از او پرسيده‌ شد: مردي‌ با زنش‌ از راه‌ عقب‌ آميزش‌ مي‌كند؟ گفت‌: مي‌تواند([16]).

و اين‌ ـ بدون‌ شك‌ ـ تهمتي‌ است‌ كه‌ امكان‌ ندارد امام‌ رضا u چنين‌ ياوه‌اي‌ را به‌ زبان‌ بياورد.

- آميزش‌ با زن‌ حائض‌ را در زمان‌ حيضش‌ را سهل‌ مي‌انگارند به‌ صورتي‌ كه‌ مي‌توان‌ پس‌ از انجام‌ اين‌ كار مبلغي پول‌ پرداخت‌! اما اگر از راه‌ عقب‌ آميزش‌ كرد بر او چيزي‌ لازم‌ نيست‌!

نهايت‌ آنچه‌ فقها در (مسائل‌ عملي‌) گفته‌اند اين‌ است‌ كه‌ چنين‌ كاري‌ مكروه‌ است‌.

و من‌ معني‌ گفته‌ خداوند متعال‌ را نمي‌دانم‌ كه‌ فرموده‌ است‌: ﴿فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ﴾ (البقرة: 222). «پس [به وقت‏] حيض از زنان كناره گيريد و تا وقتى كه پاك شوند، با آنان نزديكى مكنيد». وقتي‌ ارتباط‌ جنسي‌ برقرار كردن‌ از راه‌ عقب‌ به‌ هر حال‌ جايز است‌! پس‌ دوري‌ كردن‌ با وجود ارتباط‌ جنسي برقرار كردن‌ چگونه‌ انجام‌ مي‌شود؟! سپس‌ از دو راه‌ كدام‌ يك‌ آلودگي‌ بيشتري‌ دارد؟! و خداوند متعال‌ مي‌گويد:

﴿وَيَسْأَلونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ﴾ (البقرة: 222). «از تو دربارة‌ حيض‌ مي‌پرسند. بگو: آن‌ (ماية‌) رنج‌ است‌، پس‌ (به‌ وقت‌) حيض‌ از زنان‌ كناره‌ گيريد».

سبب‌ دوري‌ كردن‌ را وجود آلودگي و اذيت‌ در شرمگاه‌ زن‌ قرار داده‌ است، آيا راه‌ ديگري‌ هميشه‌ آلوده و اذيت‌ نيست‌؟!! بلكه‌آلوده‌تر است، گمان‌ مي‌كني‌ كسي‌ در اين‌ مورد با من‌ مخالفت‌ نمايد.

اين‌ فتوا را بخوان‌:

مساله‌ 267) آميزش‌ با زن‌ حائض‌ از راه‌ جلو در روزهاي‌ عادت‌ ماهانگي‌ حرام‌ است‌... اما آميزش‌ با آن‌ از راه‌ عقب‌ اشكال‌ دارد، گرچه‌ بيشتر آنچه‌ به‌ نظر مي‌آيد اين‌ است‌ كه‌ در صورت‌ رضايت‌ داشتن خانم‌ به‌ طور مطلق‌ جايز است‌، اما در صورت‌ عدم‌ رضايت‌ زن‌ از روي‌ احتياط‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ انجام‌ نشود.!!!([17]).

مسئله‌ 68) از روي‌ احتياط‌ و بهتر اين‌ است‌ كه‌ اگر كسي‌ در حالت‌ حيض‌ با اينكه‌ مي‌دانست‌ زنش‌ حيض‌ دارد با زنش‌ آميزش‌ كرد كفاره‌ بدهد([18]).

پس‌ اين‌ از روي‌ احتياط‌ است‌ نه‌ به‌ طور لزوم‌!!

اما شيخ‌ الطائفه‌ ابوجعفر طوسي‌ چنين‌ روايت‌ مي‌كند:

- از ابويعفور روايت‌ است‌ كه‌ گفت‌: از ابوعبدالله u در مورد مردي‌ كه‌ از راه‌ عقب‌ با زن‌ جماع‌ مي‌كند پرسيدم. گفت‌: اگر زن‌ راضي‌ باشد اشكالي‌ ندارد.

- از ابوالحسن‌ رضا u در مورد مجامعت‌ مرد با زن‌ از راه‌ عقب‌ پرسيدم.‌ گفت‌: آيه‌اي‌ از كتاب‌ خدا آن‌ را حلال‌ كرده‌است‌؛ قول‌ لوط‌ u كه‌ ﴿هَؤُلاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ﴾ (هود: 78). و لوط‌ مي‌دانست‌ كه‌ آنها جز دبر چيزي‌ نمي‌خواهند.

طوسي‌ با شرحي‌ بر دو روايتي‌ كه‌ در مورد تحريم‌ آميزش‌ با زن‌ از راه‌ عقب‌ آمده‌اند، يكي‌ روايتي‌ است‌ از سدير كه گفت‌: از ابوعبدالله u شنيدم‌ كه‌ مي‌گفت‌: پيامبر خدا r فرمود: (راه‌ پشت‌ زنان‌ بر امت‌ من‌ حرام‌ است‌).

مي‌گويد: توجيه‌ اين‌ دو روايت‌ اين‌ است‌ كه‌ نوعي‌ كراهت‌ است، زيرا بهتر اين‌ است‌ كه‌ از اين‌ كار گرچه‌ ممنوع نباشد پرهيز شود، و آنچه‌ احمد بن‌ محمد بن‌ عيسي‌ از برقي‌ و او از ابويعفور روايت‌ مي‌نمايد بر همين‌ دلالت‌ مي‌كند او مي‌گويد: از آميزش‌ با زنان‌ در راه‌ عقب‌ پرسيدم‌؟ گفت‌: اشكالي‌ ندارد، و دوست‌ ندارم‌ تو انجام‌ دهي‌... و احتمال‌ دارد كه‌ اين‌ روايت‌ كه‌ اين‌ كار را حرام‌ قرار مي‌دهند به‌ صورت‌ تقيه‌ گفته‌ شده‌اند([19]).

 



[1]- ن‌. ك‌ مثلاً فروع‌ الكافي‌ 5/540.

[2]- ن‌. ك‌ مثلاً فروع‌ الكافي‌ 5/542.

[3]- تحرير الوسيلة - الخميني‌ 2/241.

[4]- مسائل‌ وردود - محمد صادِ الصدر / چاپ‌ اول‌ 1416هـ - 1995م‌ ص‌ 55.

[5]- حواله‌ مذكور.

[6]- مسائل‌ و ردود - محمد صادق الصدر، چاپ‌ اوّل‌ 1416هـ، 1995م ص‌ 55.

[7]- حواله‌ گذشته‌.

[8]- حواله‌ گذشته‌.

[9]- حواله‌ گذشته‌.

[10]- حواله‌ گذشته‌.

[11]- فروع‌ الكافي‌ - كليني‌ 5/453 وسائل ‌الشيعة‌ - حر عاملي‌ 4/45.

[12]- تهذيب‌ الأحكام‌ - أبوجعفر طوسي‌ 7/251، الاستبصار 3/142، ووسائل‌ الشيعة‌ - حرعاملي‌ 4/441.

[13]- بحار الأنوار - المجلسي‌ 100/318.

[14]- فروع الكافي‌5/453.

[15]- روضة‌ الكافي‌ 8/292.

[16]- فروع‌ الكافي‌ 5/540.

[17]- المسائل‌ المنتخبة‌ - السيستاني‌ 35 ـ 36 ط‌. دارالمؤرخ‌ العربي‌ 1416هـ.

[18]- حوالة گذشته.

[19]- الاستبصار - الطوسي‌3/242 چاب طهران‌ 1390هـ . .

نوشته شده توسط در 9:35 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم مرداد 1389

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

خواننده محترم با سلام، قصد و نیت اصلی ما از گذاشتن این مطالب دروبلاگ توهین و تمسخر به هیچ مذهبی (اهل تشیع) نیست و نمی خواهیم هیچ مذهبی را بد نام کنیم بلکه میخواهیم حقایق را بیان کنیم ما خواهان گفتگوی رو در رو هستیم ولی به علت نبود امنیت در کشور و بلاهایی که به سر دیگر برادرانمان آمده است مجبوریم بصورت غیر مستقیم با برادران و خواهران مذهب تشیع ارتباط برقرار کنیم و تبادل نظر کنیم ما نمی گوییم حتماً سخن ما درست است بلکه می خواهیم با همکاری همدیگر به حقایق پی ببریم و اختلاف را کنار بگذاریم تا در سایه اتحاد، اسلام قدرت خود را در برابر زور گویان جهان نشان دهد و در آینده کسی به خود اجازه ندهد به هیچ مسلمانی در هر نقطه از دنیا با هر مذهبی چه شیعه چه سنی توهین کند و او را مورد حمله و اذیت و آذار قرار دهد. خودتان بهتر می دانید سالها است که در فلسطین برا درانمان را می کشند و ما تا اتحاد نداشته باشیم و یکی نباشیم نمی توانیم به هیچ کس کمک کنیم امیدواریم خداوند دلهای تمام مسلمین جهان را به هم نزدیک کند انشا الله.

 

تفاوت بین ازدواج مسیار و ازدواج موقت

نویسنده: شیخ اسحاق دبیری

 

دانلود کتاب

 

ازدواج موقت یا صیغه و پیامدهای آن

نویسنده: محمد مال الله

ترجمه و تلخیص: مرتضی رادمهر

 

دانلود کتاب

 

 

ازدواج موقت

نویسنده: شیخ اسحاق دبیری

 

دانلود کتاب

 

ازدواج موقت از دیدگاه روایات

نویسنده: یوسف محمدی

ترجمه: اسحاق دبیری

 

دانلود کتاب

 

 

حقيقت عاشورا

نویسنده: محمد عوده رحیلی

مترجم: قریب الله(مطیع)

 

دانلود کتاب

 

 

چهل حدیث نبوی

تهیه و تنظیم:  قریب الله مطیع

 

دانلود کتاب

 

 

تفسیر سوره حمد

نویسنده:  علی صارمی

 

دانلود کتاب

 

 

فضل ائمه اربعه اهل سنت رضی الله عنهم

نویسنده: جلالدین عباسی

 

دانلود کتاب

 

 

مسأله تقریب بین اهل سنت و شیعه

نویسنده: دکتر ناصر بن عبدالله بن علی قفاری

ترجمه: اسحاق بن عبدالله العوضی

 

دانلود کتاب

 

 

زندگينامه سيد ابوالفضل ابن الرضا برقعي

نویسنده:  سيد ابوالفضل ابن الرضا برقعي

 

دانلود کتاب

 

ترجمه ریاض الصالحین

تألیف:  امام ابی زکريا يحيی بن شرف نووی دمشقی

ترجمه و شرح:  عبد الله خاموش هروی

 

دانلود کتاب

 

 

فاطمه الزهراء رضي الله عنها، رحلت يا شهادت؟

نویسنده:  حجه الاسلام والمسلمین مرتضی رادمهر

 

دانلود کتاب

 

داستان تهمت زدن به حضرت عایشه(س) را از کتب معتبر گرفته ام و بصورت  pdf در آورده ام

 

دانلود کتاب

 

تعبیر خواب ابن سیرین

این تعبیر خواب تا حدودی کامل است و مطالب آن دست نخورده است. باید Winrar را نصب کنید

 

دانلود کتاب

 

33سبباً للخشوع في الصلاة

نویسنده: الشيخ محمد المنجد

 

دانلود کتاب

 

 

الحبل المتين في بيان منهج أهل السنة و الجماعةفي أصول الدين

نویسنده: الدكتور أحمد بن عبد الكريم نجيب

این کتاب به زبان عربی است

دانلود کتاب

 

حكم الجاسوس

نویسنده: الشيخ ابي بصير

این کتاب به زبان عربی است

 

دانلود کتاب

 

 

ملخص أحكام النكاح في القرآن

نویسنده: الشيخ محمد المنجد

این کتاب به زبان عربی است

 

دانلود کتاب

 

ترفندهای ویندوز

این کتاب را برای بالا بردن مهارت افرادی که با کامیوتر سروکار دارند گذاشته امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد

 

دانلود کتاب

 

 

روش ذخيره ورمز گذاري  CD

 

 

 

دانلود کتاب

 

شرح قطعات سخت افزاری کامپیوتر

این کتاب برای شناخت قطعات کامپیوتر است تا افراد خود بتوانند آن قطعات را تعویض کنند

 

دانلود کتاب

 

نوشته شده توسط در 15:50 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفدهم مرداد 1389

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الذين يستمعون القول فيتبعون أحسنه أولئك الذين هداهم الله وأولئك هم أولوا الألباب                                    زمر18

بازدید کننده محترم، این وبلاگ جهت همگرایی تمامی مذاهب اسلامی ایجاد شده است و با هرگونه تفرقه و اختلاف بین مسلمانان جهان مخالف است و قصد داریم تحریفهایی که در دین اسلام وارد شده است را مورد بررسی قرار دهیم و تمامی تفاسیری که، از بعضی از آیات قرآن مجید شده و با تفاسیر دیگر اختلافات جدی دارند را مورد بررسی قرار دهیم. در اینجا قصد توهین و اهانت به هیچ گروه، مذهب یا فرقه خاصی را نداریم و تمامی مذاهب مخصوصاً اهل تسنن و اهل تشیع پیش ما محترم و عزیز هستند. همه آنها مسلمان، و پیرو احکام قرآن کریم و خلفای راشدین(رضی الله عنهما) و امامان معصوم(علیهما السلام) هستند. وهر کسی از مجتهدین و مراجع تقلید هر کدام از این مذاهب، قصد تفرقه و توهین به دستورات مذاهب دیگر یامذهب یکدیگر را داشته باشند آن را نفی می کنیم. و در اینجا اعلام میکنیم که تمامی مردم آن موضوع را مورد بررسی قرار داده  وخودشان به حقیقت پی ببرند. ما به هیچکدام از فرقه های اسلامی وابسته نیستیم و قصد آن را نداریم که یک فرقه خاص را تبلیغ کنیم یا فرقه ای جدید بوجود آوریم. بلکه نیت ما همگرایی و جمع تمامی مذاهب اسلامی در کنار یکدیگر است. طوریکه بتوان در فضایی کاملاً سالم با هم بحث و گفتگو کرده و نظریات همدیگر را بشنویم و به نظریات همدیگر پاسخ در حد توان خود بدهیم. متاسفانه چنین فضایی در ایران برای بحث و گفتگوی رو در رو وجود ندارد وعامل بوجود آورنده چنین فضایی مراجع تقلید اهل تشیع هستند و هر کسی با مذهب تشیع مخالفت کند(آن را مورد نقد و بررسی قرار دهد) او را زندانی کرده و مورد شکنجه و اذیت و آزار قرار می دهند و بعداً هم طوری که کسی نفهمد او را سر به نیست میکنند. در اینجا ما حساب مسئولان کشور ایران را که چنین فضایی به وجود آورده اند، از اهل تشیع جدا میدانیم. ما به اهل تشیع به دید انسانهای با فرهنگی که دارای منطق گفتگو و بحث درباره مسائل دینی مذاهب مختلف می باشند، مینگریم. و می دانیم که برادران و خواهران اهل تشیع و اهل تسنن، در بحث و گفتگو به مقدسات مذهبی یکدیگر توهین نمیکنند، چون میدانند که هر دو مذهب فقط خدا را می پرستند و پیامبرشان یکی است و کتاب آسمانی هردو قرآن کریم است. شبهاتی که بعد از اینها بوجود آمده است باید با بحث در مورد آنها، آنها را بررسی کنیم. ما از همه شما عزیزان، که مطالب وبلاگ را مطالعه میکنند کورکورانه و به دید پر از تعصب مذهبی نگاه نکنید. بلکه اگر با مطلبی مخالف هستید و میخواهید مخالفت خود را اعلام کنید، ما منتظر اعلام نظر شما عزیزان هستیم. اما مخالفت خشک و خالی به درد ما نمی خورد، بلکه باید مخالفت همراه با دلایل محکم: اولاً قرآنی دوماً عقلی و احادیث پیامبر(ص) باشد. اینکه دلایل عقلی را قبل از احادیث پیامبر(ص) آوردیم به این دلیل است که امروز احادیث جعلی زیادی منتشر شده است، و تا جایی که امکان دارد از آیات قران استفاده کنید، و اگر مجبور شدید از حدیث استفاده کنید و از صحیح بودن آن اطمینان کامل حاصل کنید. نظر ما برای درک مطالب همدیگر و پیشرفت در ارتباطمان این است که بیشتر روی قرآن و دلایل عقلی احادیث پیامبر(ص)  تکیه کنیم. در اینجا یک تذکر لازم است که ما جزء فرقه هایی نیستیم که احادیث پیامبر(ص) ورفتن به زیارت انبیا و اولیا راقبول ندارند.  ما،  مردان و زنان اهل تشیع و اهل تسنن برادران و خواهران دینی یکدیگر هستیم. شما مطالبی را که ما نوشته ایم مورد بررسی کامل قرار دهید اگر توانستید دلیل مستند و قابل قبول از نظر عقلی، جهت رد دلایل ارائه دهید از طریق ایمیل نویسنده یا نظرات وبلاگ برایمان بفرستید. بعد از بررسی دلیل شما، اگر ما توانستیم آن را رد کنیم دلیل خودمان را برایتان توضیح میدهیم در غیر اینصورت، عقیده خودمان را از وبلاگ بر می داریم و عقیده شما را درج میکنیم. هدف نهایی ما رسیدن به نظریات واحد در مورد مسائل مورد اختلاف مذاهب اسلام است و انشاالله بتوانیم مطالب جمع اوری شده را در اختیار عموم مردم قرار دهیم.امیدواریم خداوند رحمان این ارتباط را وسیله هدایت خودمان، شما عزیزان و تمام مردم جهان فرماید انشاالله.

 

نوشته شده توسط در 9:25 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سی ام مهر 1388

                                            بسمه تعالی

       جهت صحت نکاح چند شرط لازم است یکی از آنها این است که نکاح به صورت موقت خوانده نشود نکاح موقت که به آن متعه(صیغه) گفته میشود، حالتی است که نکاح بنا به شرایطی خوانده شود مثلا ً برای دو ساعت یا اینکه تا زمانیکه فلانی بمیرد یا هر شرط دیگری که باشد ازدواج موقت خوانده میشود این ازدواج ازنظر اسلام و تمام مذاهب آن حرام است وهر رابطه جنسی از صیغه به دلایل شرعی وعقلی زیر که آنها را به طور مفصل بیان کرده ایم زنا محسوب میشود. از خوانندگان محترم تقاضامندم هر کدام از دلایل شرعی وعقلی که با قرآن و شریعت اسلام تضاد دارد ما را با نظرات بزرگوارانه خودتان راهنمایی فرمایید. اگر مطلب نادرستی گفته شده از وبلاگ برداشته وعذر خواهی خواهیم کرد. هدف ما روشن شدن حقایق، هدایت خودمان و مردم و در نهایت کسب رضایت خدای رحمان است.

دلایل:

1. مراجع تقلیدی که به صیغه فتوا داده اند به آیه 24سوره نساء: (فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن) یعنی حال هرکدام از آن زنان که از آنها لذت گرفتید مهر آنها را بر روی آنچه که قرار داده شده است و فرض خدا است به آنها بدهید. استناد میکنند و دلایل زیر را بیان میکنند.1- به کار بردن کلمه (استمتاع) و کلمه (اجور)؛ برای اینکه استمتاع یک لذت آنی و لحظه ای و اجور به معنای کرایه ای بودن از آن استمتاع است.2- گفته ابن مسعود که چنین خوانده است(فما استمتعتم ) به منهن الی اجل مسمی).3- اثبات روایت حلال بودن صیغه از بعضی بزرگان مانند ابن عباس(رض). علمای اهل دین در جواب هر کدام از این دلایل چنین گفته اند: جواب دلیل اول:استمتاع لذت گرفتن از زن است و این در ازدواج دائمی بیشتر از صیغه کسب میشود و کلمه اجور به همان مقدار که برای کرایه استعمال میسود برای نکاح هم استعمال میشود مانند آیه زیر که در ادامه همین آیه می آید (فا انکحوهن باذن أهلهن وآتوهن اجورهن با المعروف) و در ایه 5سوره مائده میفرماید (و المحصنات من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم اذا آتیتموهن اجورهن محصنین غیر مسافحین) و درآیه 33سوره احزاب خداوند به پیامبر(ص) میفرماید (انا احللنا لک ازواجک اللاتی آتیتهن اجورهن) و کلمه اجور در تمام این آیات به معنای نکاح بدون خلاف و کلک است. حال نتیجه میگیریم که کلمه اجور در آیه مورد بحث یعنی آیه 24 سوره نساء به معنای ازدواج دائمی است. جواب دلیل دوم: به قرآئت (الی اجل مسمی) نمیتوانیم استناد کنیم زیرا نه از این طرف که قرآن است نه از این طرف که فرموده حضرت باشد فقط زمانی میتوانیم به آن استدلال کنیم که اسناد آن ثابت باشد و یک زمانی ای ثابت بوده ولی بعداً باطل شده است. و جواب دلیل سوم  این است که حضرت علی(رض) آشکارا اعلام کرده اند که صیغه حرام است. امام مالک(رض) از زهری از عبدالله وحسن فرزندان محمد حضرت علی(رض) که مشهور به محمد ابن حنیفه و یکی از بزرگان اهل بیت بوده از پدرش یعنی حضرت علی(رض) روایت کرده که حضرت محمد(ص) از صیغه نهی کرده است. ومحمد ابن حنیفه روایت کرده است که در هنگامی که ابن عباس فتوای حلالی صیغه را میداد حضرت علی(رض) به ابن عباس فرمود چطور فتوای این چنین می دهی در حالی که پیامبر(ص) از صیغه نهی کرده است. وعطای خراسانی در جواب ابن عباس فرموده است که آیه 24سوره نساء: (فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن) منسوخ است به آیه1سوره طلاق که میفرماید (یا ایها النبی اذا طلقطم النساء فطلقوهن لعدتهن) یعنی زن صیغه شده اگر زن شرعی بود باید با طلاق و با عده (یعنی بعد از طلاق 3ماه ازدواج نکند)از مرد جدا شود. حال زن صیغه شده نه با طلاق از مرد جدا میشود ونه عده دارد. و ابن عباس هنگام وفاتش فرمود (اللهم انی اتوب الیک من قولی فی المتعة والصرف) متعه در اینجا همان صیغه است.

2. بعضی از مراجع تقلید فتوا داده اند: "زنی که صیغه شده، مثلاً یکماهه یا یکساله او را عقد کرده اند طلاق ندارد و رها شدن او باین است که مدتش تمام شود، یا مرد مدت را باو ببخشد باین ترتیب که بگوید: مدت را بتو بخشیدم وشاهد گرفتن و پاک بودن زن از حیض لازم نیست."

       همانطور که برای ازدواج دستور داریم برای جدایی وطلاق نیز از قرآن کریم دستور داریم خداوند متعال در قرآن کریم سوره طلاق آیه 1و2میفرماید: (يا أيها النبي إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن وأحصوا العدة واتقوا الله ربكم لا تخرجوهن من بيوتهن ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة وتلك حدود الله ومن يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه لا تدري لعل الله يحدث بعد ذلك أمرا   فإذا بلغن أجلهن فأمسكوهن بمعروف أو فارقوهن بمعروف وأشهدوا ذوي عدل منكم وأقيموا الشهادة لله ذلكم يوعظ به من كان يؤمن بالله واليوم الآخر ومن يتق الله يجعل له مخرجا)    یعنی ای پیغمبر گرامی (امت را بگو) هر گاه زنان را طلاق دهید بوقت عده آنها(یعنی در زمان پاکی از خون حیض که در آن پاکی هم نزدیکی به آنها نکرده اید) طلاق دهید و زمان عده را (مدت سه پاکی) بشمارید و از خدا که آفریننده شماست بترسید و آن زنان را (تا در عده اند) از خانه بیرون مکنید مگر آنکه کار زشتی آشکار مرتکب شوند این(احکام) حدود(شرع) خداست و هر کس از حدود الهی تجاوز کند بخویشتن ستم کرده است. تو ندانی شاید خداپس از (طلاق) کاری نو پدید آورد (یعنی میل رجوع در شما حادث گرداند)  آنگاه که مدت عده به پایان رسانند باز بنکوئی نگاهشان دارید یا بخوشرفتازی رهایشان کنید و نیز(بر طلاق آنها)دو مرد مسلمان عادل گواه گیرید و برای خدا اقامه گواهی کنید. بدین وعظ اله آنکس که بخدا وروز قیامت ایمان دارد  متعظ و بهرمند خواهد شدو هر کس خدا ترس (و پرهیزکار) شود خدا راه بیرون شدن(از گناهان و بلا و حوادث سخت عالم را)بر او می گشاید. ترجمه این آیه بطور دقیق با تمام جزئیات از الهی قمشه ای است.

       در هیچ جای قرآن نمی توان آیه ای پیدا کرد که طلاق و جدایی زن و مرد بدون موارد بیان شده در آیه فوق میباشد. آیه میفرماید اگر عده به پایان رسید بنا به بررسی مورد 17همین صفحه، صیغه عده ندارد پس با این آیه مخالف است در ادامه آیه میفرماید اگر خواستید از هم جدا شوید دو شاهد عادل بگیرید که این آیه دقیقاً فتوای مذکور را رد میکند. ودر آیه 1 سوره طلاق خداوند به پیامبر(ص) دستور میدهد که زن رادر حال پاکی از خون حیض طلاق دهد و این آیه هم فتوای مذکور را به طور کامل رد میکند. اصلاً صاحبان این فتوا بگویند این ادعا را از کجا آورده اند که تمامی شرایط ازدواج وجدایی آن، با آیات قرآن مجید مخالف است. هیچ آیه ای در قرآن کریم که مربوط به جدایی زن ومردی که با هم ازدواج شرعی کرده اند را نمی توانید پیدا کنید که برای جدایی از لغت طلاق استفاده نکرده باشد. به نمونه ای از این آیات قرآن مجید توجه فرمایید:  آیه227سوره بقره: ( وإن عزموا الطلاق فإن الله سميع عليم) آیه228سوره بقره: (والمطلقات يتربصن بأنفسهن ثلاثة قروء ولا يحل لهن أن يكتمن ما خلق الله في أرحامهن إن كن يؤمن بالله واليوم الآخر وبعولتهن أحق بردهن في ذلك إن أرادوا إصلاحا ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف وللرجال عليهن درجة والله عزيز حكيم) آیه229سوره بقره: (الطلاق مرتان فإمساك بمعروف أو تسريح بإحسان ولا يحل لكم أن تأخذوا مما آتيتموهن شيئا إلا أن يخافا ألا يقيما حدود الله فإن خفتم ألا يقيما حدود الله فلا جناح عليهما فيما افتدت به تلك حدود الله فلا تعتدوها ومن يتعد حدود الله فأولئك هم الظالمون) آیه230سوره بقره: (فإن طلقها فلا تحل له من بعد حتى تنكح زوجا غيره فإن طلقها فلا جناح عليهما أن يتراجعا إن ظنا أن يقيما حدود الله وتلك حدود الله يبينها لقوم يعلمون) آیه 231سوره بقره: (وإذا طلقتم النساء فبلغن أجلهن فأمسكوهن بمعروف أو سرحوهن بمعروف ولا تمسكوهن ضرارا لتعتدوا ومن يفعل ذلك فقد ظلم نفسه ولا تتخذوا آيات الله هزوا واذكروا نعمة الله عليكم وما أنزل عليكم من الكتاب والحكمة يعظكم به واتقوا الله واعلموا أن الله بكل شيء عليم) آیه232سوره بقره: (وإذا طلقتم النساء فبلغن أجلهن فلا تعضلوهن أن ينكحن أزواجهن إذا تراضوا بينهم بالمعروف ذلك يوعظ به من كان منكم يؤمن بالله واليوم الآخر ذلكم أزكى لكم وأطهر والله يعلم وأنتم لا تعلمون) آیه 234سوره بقره: (والذين يتوفون منكم ويذرون أزواجا يتربصن بأنفسهن أربعة أشهر وعشرا فإذا بلغن أجلهن فلا جناح عليكم فيما فعلن في أنفسهن بالمعروف والله بما تعملون خبير) آیه 236سوره بقره: (لا جناح عليكم إن طلقتم النساء ما لم تمسوهن أو تفرضوا لهن فريضة ومتعوهن على الموسع قدره وعلى المقتر قدره متاعا بالمعروف حقا على المحسنين) آیه 237سوره بقره: (وإن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة فنصف ما فرضتم إلا أن يعفون أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح وأن تعفوا أقرب للتقوى ولا تنسوا الفضل بينكم إن الله بما تعملون بصير) آیه241سوره بقره: (وللمطلقات متاع بالمعروف حقا على المتقين) ایه49 سوره احزاب: ( يا أيها الذين آمنوا إذا نكحتم المؤمنات ثم طلقتموهن من قبل أن تمسوهن فما لكم عليهن من عدة تعتدونها فمتعوهن وسرحوهن سراحا جميلا) آیه1سوره طلاق: (يا أيها النبي إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن وأحصوا العدة واتقوا الله ربكم لا تخرجوهن من بيوتهن ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة وتلك حدود الله ومن يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه لا تدري لعل الله يحدث بعد ذلك أمرا). پس در قرآن کریم هر جا سخن از جدایی زن و مرد است بلافاصله لغت طلاف به چشم میخورد. خوب صیغه چگونه ازدواجی است که طلاق ندارد این نوع ازدواج را از کجا آورده اند و به کدام آیه قرآن مجید و حدیث صحیح پیامبر اسلام(ص) استناد میکنند.

3. مسئله دیگری که در صیغه وجود دارد و مراجع تقلید این مذهب به آن فتوا داده اند این است: "هر کدام از زن ومرد بمیرند در ایام صیغه از یکدیگر ارث نمیبرند."  خداوند رحمان در سوره نساء آیه 12می فرماید: (ولكم نصف ما ترك أزواجكم إن لم يكن لهن ولد فإن كان لهن ولد فلكم الربع مما تركن من بعد وصية يوصين بها أو دين ولهن الربع مما تركتم إن لم يكن لكم ولد فإن كان لكم ولد فلهن الثمن مما تركتم من بعد وصية توصون بها أو دين وإن كان رجل يورث كلالة أو امرأة وله أخ أو أخت فلكل واحد منهما السدس فإن كانوا أكثر من ذلك فهم شركاء في الثلث من بعد وصية يوصى بها أو دين غير مضار وصية من الله والله عليم حليم) یعنی ونیمی از میراث همسرانتان از آن شما شوهران است اگر آنان فرزندی نداشته باشند، و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم ما ترکه آنان از آن شماست، البته پس از انجام وصیتی که بدان سفارش کرده اند یا دینی که باید استثنا شود، و یک چهارم از میراث شما برای آن آنان است اگر فرزندی نداشته باشید، و اگر فرزندی داشته باشید، یک هشتم میراث شما از ایشان خواهد بود، البته پس از انجام وصیتی که بدان سفارش کرده اید یا دینی که باید استثنا شود، و اگر مرد یا زنی که از او ارث میبرند کلاله بی فرزند و بی پدرو بی مادر باشد و برای او برادر یا خواهری پس برای هر یک از آن دو، یک ششم ما ترک است، و اگر آنان بیش از این باشند، در یک سوم ما ترک مشارکت دارند، البته پس از انجام وصیتی که بدان سفارش شده یا دینی که باید استثنا شود، به شرط آنکه از این طریق زیانی به ورثه نرساند. این است سفارش خدا و خداست که دانای بردبار است.

       در این آیه به صراحت بیان شده است که زن و شوهر از همدیگر ارث می برند و به بکار بردن کلمه ازواجکم به معنی کسانی است که ازدواج کرده اند در صیغه زن و مرد هم با همدیگر ازدواج می کنند ولی به فتوای مراجع تقلید از همدیگر ارث نمی برند در اینجا یا نعوذ بالله آیه قرآن اشتباه است یا صیغه، ازدواج نیست. آیه قرآن برای همه حجت آشکار است، این فتوای مراجع تقلید است که با آیه قرآن نمی سازد و مسبب ایجاد مشکلات فراوان در جامعه شده است. در صیغه تکلیف ارث همسران مشخص نیست تا چه رسد به بچه بدبختی که از این رابطه نامشروع به دنیا بیاید. کسانی که خواسته اند این کلک را در دین اسلام وارد کنند فکر تمام قوانین شریعت اسلام را نکرده اند و همینطوری برای کسب لذت و آزادی خودشان هم که شده چنین فتوای احمقانه ای را داده اند.

4. خداوند در قرآن کریم در آیه29و30و31 سوره معارج میفرماید(والذين هم لفروجهم حافظون إلا على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم فإنهم غير ملومين فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون) یعنی کسانی از عذاب روز قیامت نجات پیدا میکنند که عورت خود را بغیر از زنانشان وزنانیکه ملک آنهاست میپوشانند و کسی که بغیر از آینها مبادرت به شهوت بازی کند از حدود اللهی خارج شده است.

       کلیه علمای دین به این آیه استدلال کرده اند که خدای رحمان لذت بردن جنسی را به زوجه(زن) ومملوکه محدود کرده است در حالیکه زن صیغه شده نه زوجه(زن) است نه مملوکه. چون زن صیغه شده اگر زوجه(زن) بود باید از مرد ارث میبرد ومرد نیز باید از او ارث میبرد در حالیکه زن صیغه شده و مرد از همدیگر ارث نمیبرند. واگر زن صیغه شده زن مرد بود اگر زن بچه دار شود باید نسب او معلوم باشد ولی بچه زن صیغه شده نسبش معلوم نیست پس چون زن مرد نیست پس مملوکه هم نیست. حال نتیجه میگیریم هر زنی که انسان به او میل جنسی داشته باشد در حالیکه زنش نباشد ومملوکه نباشد این تجاوز از حدود اللهی و شریعت اسلام است.

5. کسانی که به حلال بودن صیغه فتوا داده اند آشکارا مخالف یکی از آیه های قرآن عمل می کنند مراجع تقلید این دسته فتوا داده اند: "انسان نمیتواند بدون اجازه زن خود با خواهر زاده و برادر زاده او ازدواج کند ولی اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نماید وبعداً زن بگوید بآن عقد راضی هستم اشکال ندارد." در جواب این مراجع تقلید به آیه ازقرآن کریم و استدلال عقلی استناد میکنیم. خداوند در آیه 23سوره نساء میفرماید):وحلائل ابنائکم الذین من اصلابکم و ان تجمعو بین الاختین الا ما قد سلف) یعنی و حرام کرده شد زنان پسران شما که از پشت شما باشند و آنکه جمع کند میان دو خواهر.

       این آیه بطور واضح بیان کرده است که ازدواج یک مرد با دو خواهر حرام است. پس ازدواج با دو زن محرم به هم حرام است. منظور از دو زن محرم به هم این است که اگر یکی از این دو زن مرد بود نمی توانستند باهم ازدواج کنند و این قضیه در کلیت برای حل تمامی سوالات مربوط به محرمیت در ازدواج صادق است. حال به حدیثی از پیامبر اسلام(ص) در اینمورد توجه فرمایید:(لا تنکح المرأةعلی عمتها ولا العمة علی بنت أخیها و لا المرأة علی خالتها و لا الخالة علی بنت اختها- لا الکبری علی الصغری، ولا الصغری علی الکبری - رواه الترمذی و قال حسن صحیح)   یعنی زن نکاح نمیشود با عمه اش و عمه نکاح نمیشود با برادر زاده اش و زن نکاح نمیشود با خاله اش و خاله نکاح نمیشود با خواهر زاده اش – نه بزرگ آنها بر روی کوچک آنها عقد میشود و نه کوچک آنها بر روی بزرگ آنها عقد میشود.

       منظور از بزرگ وکوچک همان عمه و دختر برادر و خاله و دختر خواهر است. از این بیانات چنین  نتیجه میشود که ازدواج یک مرد با یک زن و دختر خواهرش مانند ازدواج یک مرد با دو خواهر است. شما هم اگر کمی بینش اسلامی و عقلی داشته باشید از آیه قرآن مجید هم به همین نتیجه می رسید. حال جهت استدلال به آیه55سوره احزاب استناد میکنیم که میفرماید: (لا جناح عليهن في آبائهن ولا أبنائهن ولا إخوانهن ولا أبناء إخوانهن ولا أبناء أخواتهن ولا نسائهن ولا ما ملكت أيمانهن واتقين الله إن الله كان على كل شيء شهيدا) یعنی و زنان را باکی نیست که بر پدران و فرزندان و برادرانشان و برادر و خواهر زادگان و کنیزان ملکی بی حجاب در آیند بترسید که خدا بر همه چیز کاملاً گواه است. پس طبق بیان صریح قرآن ثابت میشود که زن با برادر زاده و خواهر زاده اش محرم است از این آیه بر می آید که این محرمیت دائمی بوده ومانند محرمیت خواهر وبرادر و در نتیجه محرمیت دو خواهر است پس استدلال ما ثابت میشود. از قرآن مجید و حدیث پیامبر بزرگوار اسلام(ص)  معلوم میشود که چنین ازدواجی خلاف قرآن و شریعت اسلام است. این افراد خود سر، همینطوری با علایق شخصی که بر خلاف دستور قرآن مجید است، فتوا صادر میکنند و از نتیجه گمراه کردن مردم و عذاب اللهی در روز قیامت نمی ترسند.

6. به ازدواج شرعی و صیغه توجه نمایید فقط رابطه جنسی بین این دو مشترک است برای همین است که خداوند در آیه49 سوره احزاب می فرماید: ( يا أيها الذين آمنوا إذا نكحتم المؤمنات ثم طلقتموهن من قبل أن تمسوهن فما لكم عليهن من عدة تعتدونها فمتعوهن وسرحوهن سراحا جميلا) یعنی ای مردان با ایمان هر گاه زنان مؤمنه را به عقد خود در آورده و پیش از آنکه با آنها نزدیکی کنید طلاقشان دادید در اینصورت نگه داشتن عده بر آنها نیست پس آنها را به چیزی بهره مند کنید و به نیکی رها سازید. این آیه بدلیل نبود رابطه جنسی در طلاق عده قرار نمیدهد. رابطه جنسی بخش اعظمی از مسائل مربوط به جدایی است که باید سه پاکی بعد از طلاق بیاید که این آیه مسئله2521را نیز رد میکند.

7. علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره) در در تفسیر المیزان جلد4صفحه436 گفته است: " در متعه(صیغه) بیش از چهار زن جایز است."  دلیل ایشان این است که در آیه 3 سوره نساء نامی از متعه(صیغه) برده نشده است. قرآن مجید در آیه 3 سوره نساء میفرماید: (وإن خفتم ألا تقسطوا في اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى وثلاث ورباع فإن خفتم ألا تعدلوا فواحدة أو ما ملكت أيمانكم ذلك أدنى ألا تعولوا) یعنی اگر بترسید که مبادا در باره یتیمان مراعات عدل و داد نکنید پس آنکس از آنان را به نکاح خود آرید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است دو یا سه یا چهار نه بیشتر و اگر بترسید که چون زنان متعدد گیرید راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید پس تنها یک زن اختیار کرده و یا چنانچه کنیزی دارید بدان اکتفا کنید که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاریست.

       در این آیه کاملاً روشن است که ازدواج با بیش از چهار زن جایز نیست. چرا قرآن به ازدواج با بیش از چهار زن مخالف است؟ جواب در همین آیه است به خاطر بیم از آنکه به عدالت رفتار نکنید که در خود آیه به صراحت بیان شده است. حال بنده سوال میکنم، صیغه کردن بیش از چهار زن با ازدواج شرعی با بیش از چهار زن از نظر این آیه چه تفاوتی با هم دارند؟ جواب اینکه هیچ تفاوتی ندارند چرا که برای صیغه کردن بیش از چهار زن هم بیم آن میرود که به عدالت رفتار نشود و با این کار هم آیه نقض می شود و هر حکمی که آیه قرآن را نقض کند همه مسلمانان تمام مذاهب می دانند که آن حکم باطل است و عمل به آن حرام است. علامه طباطبایی(ره) در تفسیر جلد4 صفحه438به وجدان خودش مراجعه می کند و یقینی که از معنا و مفهوم آیه دارد ک نوع سردرگمی را ابراز میکند ایشان می گویند: "وجداناً هرچه فکر می کنیم نه صریح آن آیه نهی از نکاح موقت است، و نه حتی ظهوری در این باره دارد، تنها چیزی که در آیه شریفه در مقام بیان آن است اصنافی از زنانند که ازدواجشان با مردانی حرام است، در آخر این را بیان می کند که غیر از این اصناف ازدواجشان واگر کنیزاند خریدشان اشکال ندارد. کاملاً معلوم است که یقین ایشان در مورد آیه24سوره نساء اینقدر ضعیف است که به وجدان متوسل شده اند.            

8. علامه سید محمد حسین طباطبایی(ره) در در تفسیر المیزان جلد4صفحه438 گفته است: "کسی که دارای زنی متعه باشد اگر زنا کند سنگسار نمیشود."  در اینجا آیه مربوط به زنا و حکم آن را بررسی میکنیم. خداوند رحمان در قرآن مجید سوره نور آیه 2 می فرماید:( الزانية والزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة ولا تأخذكم بهما رأفة في دين الله إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر وليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين) یعنی آن زنانی که زنا کردنشان ثابت شده و آن مردانی که زنا کردنشان ثابت شده از هر کدام از آنها را بصد تازیانه مجازات و تنبیه کنید... .

       در تفاسیر برای آیه مذکور اینطور بیان شده اگر آنهاییکه زنا کرده اند و تا حال  دارای نکاح صحیح نبوده اند و در نکاح با همسرشان نزدیکی نداشته اند حکم آنها صد تازیانه است. یعنی اگر کسی که نکاح کرده باشد و با همسرش نزدیکی نکرده باشد حکم سنگسار بر او اجرا نمی شود. توضیع عقلی که مورد پسند بسیاری است این است که کسی را که زنا کرده، سنگسار می کنند که قبلاً حداقل یک بار به رضای خودش رابطه جنسی برقرار کرده باشد، مثلاً کسی که زنایش ثابت شده و حد بر او اجرا میشود اگر دوباره زنا کند وآن زنا ثابت شود قطعاً حکم او سنگسار است، چرا؟ چون اینفرد قبلاً رابطه جنسی داشته است. حال کسی که زنی را صیغه کرده است و زنا کند(زنایش ثابت شود) باید حکم او سنگسار باشد. حالت کسی که یکبار زنا کرده و به او صد تازیانه بزنند و او برای بار دیگر باز هم زنا کند، مانند کسی است که یکبار ازدواج مشروع کرده و از همسرش جدا شده باشد و در دوران جدایی که هیچ همسری ندارد مرتکب زنا شود حکم این فرد هم سنگسار است، چرا؟ چون قبلاً حداقل یکبار رابطه چنسی با همسرش را داشته است.  این است که ما می گوییم صیغه در اسلام کلاً دارای اشکالات فراوانی است و هرکدام از این اشکالات به هیچ طریقی قابل حل نیست، و تنها راه حل باطل کردن حکم حلال بودن صیغه از طرف علمای اهل تشیع برای شیعیان است. ایشان در تفسیر المیزان در جلد4صفحه440دلیل عقلی خودش از متعه(صیغه) را اینطور بیان می کند: "تشریع متعه در حقیقت تسهیلی است برای مسلمانان که اگر در سفری یا در خانه ای، یا در روزگاری ناگزیر شدند با زنی تماس داشته باشند، و در عین حال مسئول نفقه و مهریه او نشوند، بلکه همین عمل را بصورت ازدواج موقت انجام دهند، آری تشریع متعه برای این بود که در هیچ شرایطی بهانه ای برای فحشا به دست بندگان خدا نباشد." خداوند رحمان در قرآن مجید بارها به آزمایش کردن بندگانش به شیوه های مختلفی اشاره می کند ودر سوره توبه آیه16میفرماید: (أم حسبتم أن تتركوا ولما يعلم الله الذين جاهدوا منكم ولم يتخذوا من دون الله ولا رسوله ولا المؤمنين وليجة والله خبير بما تعملون) یعنی چنین می پندارید که شما را بدون آزمایش بحال خود رها میکنند در صورتیکه هنوز خدا در مقام طاعت و مجاهده معلوم نگردانیده که از شما چه کس به حقیقت مؤمن است که جزء خدا و رسول ومؤمنانرا هرگز دوست خود و همراز خویش نخواهد گزید؟ وخدا از همه کردار شما آگاه است.

       هر عاقلی میداند که برای آزماش وامتحان از طرف خدا باید منع یا از دست دادن مال یا از دست دادن جان یا از دست دادن لذتی موجود باشد تا جواب آزمایش خدا معلوم شود. مراجع تقلید بزرگوار، شماها که فتوا میدهد در هیچ شرایطی بهانه ای برای فحشا به دست بندگان خدا نباشد پس این بندگان خدا برای فحشا، که شیطان روی آنها شب و روز روی آنها کار می کند چطور آزمایش شوند. حضرات عالی که فتوا می دهید هر مردی به هر خانه ای که وارد شد اگر به زن آن خانه رغبت کرد به این حیله شرعی با او ارتباط جنسی برقرار کند، دیگر جایی برای امتحان و آزمایش حق تعالی باقی نمی ماند. اصلاً شماها با چنین فتاوایی کار شیطان(ل) را خیلی آسان کرده اید. به روایتی که در کتاب اهل تشیع  معراج السعاده اثر مرحوم ملا احمد نراقی، دیده ام اشاره میکنم گویا فراموش کرده اید که پیامبر اسلام(ص) می فرماید: "خدا هیچ چیغمبری از گذشتگان را برنینگیخت مگر آنکه شیطان(ل) امید داشت که او را به مهلکه زنان افکند و هلاک سازد. و من از هیچ چیز نمی ترسم این قدر که از زن. و فرمود بپرهیز از فتنه دنیا و فتنه زنان و اول فتنه بنی اسرائیل بواسطه زنان بود." و مرویست که شیطان(ل) گفته است: "زن نصف لشکر من است و آن از برای من تیریست که به هر جا میافکنم خطا نمیشود و زن محرم اسرار من است و رسول من است در حاجات من."    پس معلوم شد که آزمایش هر مردی بواسطه زنان از هر آزمایش دیگری سختتر است و گذشتن از آن، کار هر کسی نیست. حضرت یوسف(ع) هم به کمک خدا از مهلکه دام زلیخا نجات یافت. حال شماها که می فرمایید در هیچ شرایطی بهانه ای برای فحشا به دست بندگان خدا نباشد، دیگر امتحان وآزمایشی برای روابط جنسی زن و مرد باقی نمی ماند.فتوای این مراجع تقلید این را میرساند که در روابط جنسی محدودیتی نباشد و هر کس به هر جا که رفت می تواند بدون شاهد، بدون مهریه، بدون طلاق، بدون حق نفقه، تا هر تعداد زن که بخواهد وبسیاری آزادی های دیگر زنی را در اختیار بگیرد و خود را ارضا کند. در فکر اینم چرامردم خود روی آیه های قرآن استدلال نمیکنند.

9. فتوای دیگر مراجع تقلیدبرای صیغه این است: "زنی که صیغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجی ندارد."  موضوع حامله شدن زن صیغه شده یکی از اشکالات جدی ازدواج موقت است که چند آیه قرآن این فتوا را رد می کنند. خداوند رحمان در قرآن مجید به مردهایی که زنانشان را طلاق رجعی داده اند دستور می دهد که اگر حامله هستند نفقه آنان را بپردازند تا وضع حملشان تمام شود وباز اگر بچه را شیر دادند اجر و مزد آنها را بپردازید. این آیه، آیه6سوره طلاق میباشد، می فرماید: (أسكنوهن من حيث سكنتم من وجدكم ولا تضاروهن لتضيقوا عليهن وإن كن أولات حمل فأنفقوا عليهن حتى يضعن حملهن فإن أرضعن لكم فآتوهن أجورهن وأتمروا بينكم بمعروف وإن تعاسرتم فسترضع له أخرى)   یعنی زنانی که طلاق رجعی دهید تا در عده اند باز آنها را در همان منزل خویش که مسیر شماست بنشانید و به ایشان در نفقه و سکنی آزار و زیان نرسانید تا آنان را در مضیقه و رنج در افکنید که به ناچار از حق خود بگذرند و به آنان مطلقه اگر حامله باشند تا وقت وضع حمل نفقه دهید آنگاه اگر فرزند شما را شیر دهند اجرتشان با قرارداد متعارف بین خود بپردازید و اگر باهم سخت گیری کنید مادر صرف نظر کند تا دگیری را برای شیر دادن طلبید. آیه های دیگری در قرآن که نفقه را واجب میکند به شرح زیر می باشند که خودتان در مورد انها تحقیق کنید به دلیل وضوح مطلب ما از بیان و شرح آنها صرف نظر می کنیم. آیه240 سوره بقره: (والذين يتوفون منكم ويذرون أزواجا وصية لأزواجهم متاعا إلى الحول غير إخراج فإن خرجن فلا جناح عليكم في ما فعلن في أنفسهن من معروف والله عزيز حكيم) آیه 34 سوره نساء: (الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض وبما أنفقوا من أموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله واللاتي تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن في المضاجع واضربوهن فإن أطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا إن الله كان عليا كبيرا) که عالمان اهل تشیع در روز قیامت مسئول میلیونها انسان اند که نصبشان علوم نیست.  

10. علمای اهل تشیع با فتوایی دیگر خواسته اند به صیغه یک شکل قرآنی بدهند وباز هم در این فتوا اشتباه کرده اند چون این فتوا با آیه قرآن تضاد دارد. فتوا این است: "اگر مرد مدت صیغه را ببخشد، چنانچه با او نزدیکی کرده، باید تمام چیزی را که قرار گذاشته به او بدهد و اگر نزدیکی نکرده، باید نصف آن را بدهد." این فتوا به آیه 237سوره بقره اشاره دارد که می فرماید: (وإن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة فنصف ما فرضتم إلا أن يعفون أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح وأن تعفوا أقرب للتقوى ولا تنسوا الفضل بينكم إن الله بما تعملون بصير) یعنی و اگر پیش از آنکه با آنها نزدیکی کنید طلاقشان گفتید در حالیکه برای انان مهری معین کرده اید پس نصف آنچه را تعین نموده اید به آنان بدهید مگر اینکه آنان خود ببخشند یا کسی که پیوند نکاح بدست اوست ببخشد و گذشت کردنم شما به تقوا نزدیکتر است. و در میان یکدیگر بزرگواری را فراموش مکنید زیرا خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست.

       لطفاً به لغت طلقتموهن در آیه توجه فرمائید! این آیه میفرماید اگر زنان را طلاق دادید ودر حالیکه برای آنان مهری معین کرده اید! ولی به فتوای مراجع تقلید صیغه طلاق و مهریه ندارد بلکه آن چیزی که در صیغه بجای مهریه تعین میکنند اسمش مهریه نیست بلکه کرایه زن است در عوض لذت بردن مرد از ارتباط جنسی. و میتوان نتیجه گرفت که برای پایان مدت صیغه نمیتوان از این آیه استفاده کرد. اگر توجه کرده باشید صیغه هیچکدام از شرایط ازدواج شرعی را ندارد پس چرا در این مورد خواسته اند به یکی از آیه های قرآن نزدیک شوند؟ جواب این است که صیغه لکه ننگی بر مذهب تشیع است و این علما دارند دست و پا میزنند تا شاید از این فتواهای غلط راه نجاتی پیدا کنند. البطه دلیل اصلی اینکه این مراجع تقلید به حرام بودن صیغه اعتراف نمیکنند را در پایان همین موضوع با سر فصلی جداگانه شرح داده ام.

11. یکی از دلایل محکمی که ثابت میکند صیغه یک ازدواج شرعی نیست این است که مراجع تقلید فتوا داده اند: "صیغه کردن زن اگر چه برای لذت بردن هم نباشد صحیح است"  این فتوا به صراحت بیان می کند که هدف از صیغه فقط اذت جنسی است. متاسفانه اینها صیغه را برای فروکش کردن شهوت مردان به وجود آورده اند در این حالت انسان بیشتر به حیوان شبیه است تا انسان. خداوند رحمان در قرآن مجید در سوره روم آیه 21می فرماید: (ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجا لتسكنوا إليها وجعل بينكم مودة ورحمة إن في ذلك لآيات لقوم يتفكرون) یعنی و از نشانه های او اینکه از نوع خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، ومیانتان دوستی و رحمت نهاد. آری در این نعمت برای مردمی که می اندیشند قطعاًنشانه های است.

       به فرموده خداوند رحمان هدف از ازدواج رسیدن به آرامش است و این آرامش در صیغه اصلاً بدست نمی آید چون کوتاه مدت است و بیشتر پریشانی به دنبال دارد تا آرامش. هدف دیگر ازدواج در قرآن مجید برقرار نمودن دوستی و رحمت بین زن و مرد است. و این دوستی یعنی دوستی دوام دار، و رحمت خداوند به نهاد خانواده است که در صیغه چیزی به نام خانواده وجود ندارد. با وجود این آیه که خداوند رحمان از طریق ازدواج شرعی خواسته است دوستی ورحمت خود را در درون خانواده قرار دهد چطور چنین افرادی وجدانشان راضی شده است این آیه رحمت را نادیده بگیرند و ازدواج را به صحنه های کثیف کرایه کردن زنان برای یکی دو ساعت بکشانند. هر انسان عاقلی می داند که صیغه هیچکدام از شرایط آیه 21سوره روم را ندارد.

12.این نوع ازدواج در میان هیچ قومی در دنیا وجود ندارد و عده محدودی آن هم در میان دین مقدس اسلام این عمل زشت را انجام میدهند نه خدا و نه پیامبر اسلام (ص) راضی به این کار نیست.

13.دلیل اصلی قبول احکام شرعی پذیرفتن آن بوسیله عقل سلیم است حال فرض کنیم که زنی روزی 10مرتبه ازدواج کند در ماه میشود 300مرتبه. به وجدان خودتان رجوع کنید کدام آدم عاقلی می پسندد که خواهرش یا مادرش در یک ماه 300بار ازدواج کند، انسان حتی از شنیدن آن خجالت میکشد.

14.در صیغه زن میتواند بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود. قرآن کریم در سوره نساءآیه 34این دلیل را رد میکند(الرجالُ قواموُنَ علی النّساءِبما فَضل اللهُ بَعضهُم عَلی بعضٍ) یعنی مردا ن مسلط شده اند بر زنان به سبب آنکه فضل نهاده است خدا بعض آدمیان را بر بعضی دیگر. برای اثبات این ادعا دلایل عقلی محکمی وجود دارد.1- طلاق بدست مردان است بدلیل آیه اول سوره طلاق.2- نفقه زن بدست شوهر است.3-اگر در خانه ای دو نفر تصمیم گیرنده(رئیس) باشند خانه پر از غوغا میشود.4- در ایام پیامبراسلام(ص) پدر یک زن فوت میکند بعد این زن به حضور پیامبر اسلام(ص)برای کسب تکلیف جهت رفتن با خانه پدرش میرسد پیامبر اسلام (ص)به آن زن میفرمایند تا شوهرت به تو اجازه رفتن به مراسم تعزه پدرت را ندهد حق رفتن با آنجا رانداری. حال اگر زن صیغه شده زن شرعی یک مرد باشد پس چگونه وبه استناد به کدام آیات و احادیث میتواند بدون اجازه شوهرش ازخانه خارج شود.

15.در رساله توضیح المسائل مسئله 2521آمده است "زنی که نه سالش تمام شده و یائسه نیست اگر صیغه شود مثلاً یکماهه یا یکساله چنانچه شوهرش با او نزدیکی نماید ومدت آن زن تمام شود یا شوهر مدت را به او ببخشد در صورتیکه حیض می بیند باید به مقدار دو حیض و اگر حیض نمی بیند چهل وپنج روز باید از شوهر کردن خودداری نماید." و همچنین علامه طباطبایی در تفسیر المیزان جلد4صفحه435گفته است: "در نکاح موقت نه طلاق هست نه عده سه حیض."

       عزیزان، حکم شریعت اسلام برای جدایی زن ومرد دو حالت دارد: 1)جدایی به طلاق 2)جدایی به فوت. در جدایی به طلاق به دو آیه استناد میکنیم آیه اول آیه 228سوره بقره: (والمطلقاتُ یتربصن بانفسهنَّ ثلثة قرُءِ) کلمه قروء بمعنی پاکی است در بین سه حیض یعنی زنهای مطلقه بالغه و مدخول بها دارای حیض که حامله نباشند به سه طهر عده می شمارند. توضیح: اگر زنی بوسیله طلاق جدا شد باید 3پاکی از حیض که هر پاکی یک ماه طول میکشد یعنی 3ماه منتظر بماند تا اگر بچه ای در رحم باشد علائم آن آشکار شود در این حالت پدر بچه دقیقاً مشخص می شود.آیه دوم آیه 4سوره طلاق:(واللائی یئسن من الحیض من نسائکم ان ارتبتم فعدتهن ثلاثة اشهر و اللائی لم یحضن) یعنی زنهای یائسه از قاعدگی حیض نوامید گشته اند اگر در تردید هستند حکم عده اینها سه ماه است وهمچنین عده زنهائیکه به سن قاعدگی زنانه نرسیده اند سه ماه است.

       وحال آنکه دو حیض یعنی دو ماه یا چهل وپنج روز کاملاًمخالف آیات قرآن مجید است. فتوای مذکور میگوید: زن بعد از جدایی از مرد دو حیض عده نگه دارد ولی آیه صریح قرآن میفرماید باید سه حیض عده نگهدارد و این مخالفت با آیه قران است. مثل این است که کسی بگوید اگر کسی عمداً فردی را بکشد قاتل را بجای قصاص چهار ماه زندانی کنند یا روزه ماه رمضان از اذان صبح تا اذان ظهر باشد و این نقض حکم خداست. اگر علما و مراجع تقلید گروهی یا فرقه ای چنین کاری بکنند مردم پیرو آنها احکام خدا را به بازی و مسخره میگیرند می گیرند و پیش خودشان فکر میکنند حالا که مرجع تقلید توانسته یک ماه از عده زن طلاق داده شده را کم کند پس دو ماه دیگر هم همینطور است، و دو ماه دیگر راهم رعایت نمی کنند و اقدام به صیغه کردن زنان بصورت روزانه میکنند و یک زن در یک روز چندین بار صیغه می شود اگر از آنها بپرسید که: زن بعد از ازدواج و ارتباط جنسی باید سه حیض(سه ماه) از ازدواج خودداری کند پس شماها چرا این را رعایت نمی کنید در جواب می گویند که مراجع تقلید ما سه ماه را به دو ماه تخفیف داده اند و این به این معنا است که ما هم میتوانیم این مدت را باز هم تخفیف بدهیم به یکماه و به چند روز حتی به چند ساعت واین اشکالی ندارد. از این طریق مردم گمراه شده و حلال خدا را حرام  و حرام خدا را حلال می کنند.

       حال با این شرایط که مراجع تقلید درست کرده اند فرض کنیم زنی در یک ماه 300بار صیغه موقت می شود اگر بچه ای به دنیا بیاید پدر او چطوری تعیین میشود؟ حال اگر کسی بگوید با آزمایش DNI پدر بچه را مشخص میکنیم جواب این است اولاً مخالف آیه 228سوره بقره عمل کرده است دوماً بعد از تولد بچه که 9ماه و9روز طول میکشد با فرض اینکه این زن هر روز 10بار ازدواج موقت کرده باشد در9ماه و9روزبا 2790مرد ازدواج کرده است. باید این 2790مرد رابه آزمایشگاه برد تا با آزمایشDNIپدر یک بچه معلوم شود. و با این شرایط باید بیمارستانها بجای آزمایشهای مردم، شبانه روز فعالیت کند تا پدر یک بچه معلوم شود. البته فرض ما این است که پدر بچه در میان این2790مرد باشد در غیر این صورت که پدر بچه اصلاً پیدا نمی شود و تمام زحمات آزمایشگاه بیمارستان به هدر می رود. بررسی ما برای یک بچه بود حال اگر در یک روز 5 بچه صیغه ای در یک بیمارستان متولد شود باید 13950مرد به بیمارستان بروند تا پدر بچه معلوم شود. اگر در یک کشور70 میلیونی که حد اقل 20میلیونشان صیغه میکنند دولت بخواهد پدر بچه های متولد شده را معلوم کند باید بودجه چندین سال را در یک سال به این موضوع اختصاص دهد که نه تنها ابر قدرتهای جهان بلکه اگر  تمام دنیا دست به دست هم بدهند باز هم از انجام دادن چنین کاری ناتوان هستند. انسان در اینجاست که متوجه حکمت دستورات الهی میشود و اگر خداوند رحمان در قرآن می فرماید که من از شما بهتر می دانم برای ان است که ما از انجام دادن اعمال خودسرانه مان آگاه نیستیم.

       بررسی مورد دوم که جدایی به فوت است به آیه 235سوره بقره استناد میکنیم میفرماید: (والذین یتوفون منکم ویذرؤن ازواجاً یتربصن با نفسهن اربعةاشهرٍو عشراً) یعنی آنانکه بمیرند از شما وبجا گذارند زنان، باید زنان غیر حامله  عده بشمارند به چهار ماه و ده روز. این حالت که یک ماه و ده روز به آن اضافه شده است بدلیل غم فراق شوهر و ادای احترام به شوهرش است که تا پایان عده این زن عزادار است و از وسایل تزئینی کمتر استفاده میکند. به حدیثی از پیامبر اسلام(ص) روایت از ابی داود وسنایی اشاره می کنیم (ان النبی ص قال المتوفی زوجها لا تلبس الحللی و لا تکتحل ولا تختضب)(اعانه)   البته این مراجع تقلید بارها احکام قرآن را نقض کرده اند. برای اطمینان خاطر حضرتعالی به مورد دیگری اشاره میکنیم. در توضیح المسائل سوال کرده اند و مرجع تقلید جواب داده است: "اشخاصی که معتاد به کشیدن تریاک هستند و نمی توانند ترک کنند و با این حال نمی توانند روزه بگیرند نه ادائی و نه قضائی این طور اشخاص حکم مریض را دارند که باید برای هر روز یک مد کفاره بدهند یا اینکه حکم دیگری را دارند؟ جواب مرجع تقلید: روزه را واجب است بگیرند و با فرض اضطرار در کشیدن تریاک جائز است کشیدن آن در حال روزه بمقدار دفع ضرورت. و این در حالی است که تمام علمای جهان، اهل تشیع و تسنن اتفاق نظر دارند که کشیدن سیگار و تزریق آمپول تقویتی برای فرد روزه دار، موجب بطلان روزه می شود. و بعضی از علما تنفس کردن گردو غبار و دود ناشی از سوختن چوب را برای روزه مضر دانسته اند.

16. اگر مردی زنی را صیغه کند بعد از اتمام مدت صیغه همان مرد دوباره می تواند آن زنرا صیغه کند. و این امر با آیه 229 سوره بقره و آیه 6 سوره طلاق مخالف است بدلیل طولانی شدن موضوع بررسی این مورد را به عهده خواننده می گذاریم.

17.همانطور که در یکی از موارد قبل بررسی کردیم صیغه صرفاً برای لذت جنسی است. در رساله توضیح المسائل مسئله 2499به صیغه کردن دختر بچه شیر خوار فتوا داده شده است. این فتوا دارای اشکالات فراوانی است.1) صیغه که برای لذت جنسی است این لذت از یک دختر شیر خوار چه جوری گرفته می شود.2) از یک دختر خانم که زمان ازدواجش فرارسیده یا از تمام زنان عالم سوال می کنم آیا راضی هستید که شما را در شیر خوارگی صیغه میکرند. اگر شما رادر چنین سنی صیغه می کردند آلان چه احساسی داشتید.3) عقل و منطق کدام آیین چنین عملی را می پسندد.4) آیا در این عمل، اصلاً زن آدم حساب شده است.

18. در بعضی کشورها مردان وزنانی که بخواهند با هم رابطه جنسی داشته باشند یک مکان مخصوصی برای اینگونه افراد درنظر گرفته شده است در زمان قدیم درایران هم موجود بود. روششان اینطور است که چندین زن در ساختمانی که دارای اتاقهای مجزا است جمع می شوند و یکنفر متصدی همه آنها می شود و مردانی که به آنجا مراجعه می کنند به صورت ساعتی هرکدام از زنان را که خود انتخاب کنند با او هرگونه ارتباطی برقرار می کنند و در آخر متصدی به صورت ساعتی، ازمراجعه کننده پولی دریافت میکند و این پول برای کرایه زن است. در هیچ کشوری این کار بنام دین انجام نمی شود و مردم بنا به آزادی که حکومتشان به آنها داده است مبادرت به چنین کاری می کنند این عمل با صیغه هیچ تفاوتی ندارد در هر دو مرد به زن کرایه می دهد و هر دو زمان مشخصی دارند یکی برای کرایه یکی برای پایان رابطه جنسی. متأسفانه مراجع اهل تشیع همین عمل را بدون کم وکاست بنام دین انجام میدهند و مردم هم کورکورانه به دنبال آنها می روند و دستورات آنها را انجام می دهند البته در روز قیامت پذیرفتنی نیست که مردم بگویند چون مراجع تقلید فتوا داند پس ما هم عمل کردیم بلکه جواب این است در دنیا بیش از یک میلیارد مسلمان آن را حرام دانسته و فقط فرقه ای کوچک آن را حلال می دانند و این عذر قبول نیست.

19. بدلیل کرایه ای بودن صیغه و نبودن عواقب و پیگیری های قانونی(که در ازدواج دائمی موجود است)، برخی از زنهای بی سرپرست که از نظر مالی وضع مناسبی ندارند مبادرت به انجام این عمل می کنند و چون این عمل را شرعی و قانونی می دانند برای کسب درامد خود و خانواده شان به این کار روی می آورند. در اصطلاح انجام چنین کاری خود فروشی است و هیچ توجیه شرعی ندارد و فقط مراجع تقلیدی که دین را به بازی گرفته اند چنین فتوای خلاف احکام قرآن مجید را داه اند. اینجانب از شما عزیزان، با هر دین و مذهبی می خواهم که به وجدان خودتان مراجعه کنید آیا شرفتان اجازه می دهد که مادر و خواهر و همسرتان(بعد از فوت خودتان) به چنین عمل زشتی دست بزنند. لطفاً در قسمت نظرخواهی نظرات خودتان را بیان کنید.

20. تا به حال هر چه گفتیم روی مستندات قرآنی و عقلی بود به این دلیل که خداوند متعال موضوع ازدواج و طلاق را به طور صریح در قرآن مجید بیان کرده است. ولی هیچ مسلمانی احادیث صحیح پیامبر اسلام(ص) را رد نمی کند(اگر رد کند از دین اسلام خارج می شود) بلکه این احادیث هم، حکم قطعی پروردگار عالمیان است که بوسیله پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) به مردم ابلاغ شده است. در اینجا به دو حدیث اشاره میکنیم. حدیث صحیح بخاری از پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) است در ایام فتح مکه قبل از حجة الوداع روزی حضرت محمد (ص)در بین رکن حضرت ابراهیم ودرگاه بیت ایستاده بود و فرمود: (ایها الناسُ انی کنتُ آذنتُ لکم الاستمتاع اَلاان الله حرمها الی یوم القیامة فمن عندهُ منهنّ شیءٍ فلیخلّ سبیلها) یعنی ای مردم من قبلاً اجازه صیغه موقت به شما دادم آگاه باشید بتحقیق خداوند صیغه موقت حرام گردانیده تاروز قیامت دیگر تغیر داده نمیشودو هر کس زنی صیغه شده پیش او هست راه برایش باز کند تا برود.

       حدیث دوم زهری از حضرت علی(ع) نقل میکند: (انّه قال امرنی رسولُ اللهِ(ص)ان انادی بالنهی عنی المتعةِ و تحریمها بعد ان کان امربها) یعنی حضرت علی(ع) گفت حضرت محمد(ص)بمن دستور داد تا نهی کنم از صیغه موقت، ابلاغ تحریم صیغه بمردم برسانم تا ابد حرام گردیده با اینکه قبلاً مباح بوده است. بمفاد حدیث زهری، حضرت علی(رض) مأمور ابلاغ تحریم صیغه بوده. بعضی می گویند چون آیه تحریم صیغه بر حضرت محمد(ص) نازل شده است، پس اول حضرت محمد(ص) ابلاغ تحریم صیغه را نموده بعد حضرت علی(رض) بمفاد حدیث زهری، لکن در بعضی مناطق دور دست در زمان خلافت حضرت عمر(رض) بطلان صیغه و تحریم آن بمردم ابلاغ شده است.

       آنچه که به طور آشکارا واضح است مردم در ابتدای اسلام از انجام عمل صیغه منع نشده اند و حکم تحریم آن در اواخر رسالت پیامبر اسلام(ص) توسط شخص پیامبر اسلام(ص) اعلام شده است و حرام بودن صیغه حکم قطعی الهی از زمان ابلاغ تا روز قیامت است.و بنا به فتوای تمام مجتهدین جهان اسلام انجام این عمل حرام و مخالف شریعت اسلام میباشد وبرقرار کردن هرگونه رابطه جنسی از این طریق زنا محسوب می شود و باید حکم فرد زناکار در مورد این افراد اجرا شود، اگر فرد غیر محصن است باید صد ضربه تازیانه به او زده شود و اگر محصن است باید رجم(سنگسار) شود.  

چرا مراجع تقلید حرام بودن صیغه را اعلام نمی کنند؟

       امروز در بعضی جوامع اسلامی انجام عمل ازدواج موقت(صیغه) فرصتی پیدا کرده است که مردم از این موضوع استفاده کنند ومشکلات زیادی را برای جامعه بوجود آورند. اگر زن ومردی را ببینند که عمل زنا انجام میدهند فوراً برای تبرئه خود میگویند که صیغه کرده ایم  واین کار خیلی آسان است چون صیغه دستشان را باز کرده است  نه ثبت ازدواج میخواهد نه شاهدی برای ازدواج. متاسفانه مراجع تقلیدی که در اصل این فتوای کثیف را صادر کرده اند وکسانی که امروز بر اجرای آن پافشاری میکنند نمی تواننداز فتوای شوم خودشان برگردند در رسانه های ملی آن را آشکارا بیان نمی کنند چون اولاًخجالت میکشند دوماً دلیل موثقی برای آن ندارند وفقط میگویند مراجع تقلید چنین فتوایی داده اند سوماً با اعلام حرام بون صیغه از زمان پیامبر اسلام(ص) بسیاری از افراد جامعه شاید هم خودشان بچه صیغه میشوند واز این حکم هراس دارند اگرآنها رابکشی نمی گویند صیغه زنا است. اسلام برای انجام هر عملش دلایل محکم ورد نشدنی دارد وکسانی که با استفاده از تعصبات بیجا این احکام را دستکاری می کنند، دین را به بازی گرفته و احکام قران مجید را به تمسخر می گیرند امروز به تاسف قلبی برای مردم پاک که در این دام وحیله کثیف افتاده اند بیان میکنم به مشاهده مواردی که ضربات جبران ناپذیری به بطن جامعه وارد می آورد اخیراًخانواده هایی که دختر وپسری را به نامزدی هم در می آورند تا زمانی که نامزد هم هستند و اخلاق یکدیگر را بیشتر بشناسند انان را به عقد ازدواج موقت (صیغه)در می آورند تا زمانی که این دو جوان در مورد اخلاق همدیگر به تفاهم برسند و اگر به تفاهم رسیدند آنان را به عقد دائم همدیگر در می آورند  واگر به تفاهم نرسیدند صیغه آنان بعد از مدت تعین شده خود به خود باطل می شود و اگر در این مدت رابطه ای جنسی با هم برقرار کرده اند تکلیف آن را چه کسی معلوم میکند هر انسانی حتی کسانی که مسلمان نیستند از بیان چنین نامزدیی خجالت میکشد معلوم نیست آنان با هم محرم هستند یا نامحرم. در موردی دیگر در یک محله زن ومردی همسایه میخواستند به حج بروند پسر آن زن  مادرش را به صیغه ان مرد در آورد تا پایان حج،برای اینکه در مکه و مدینه باهم محم باشند اینها به طواف کعبه و زیارت پیامبر اسلام(ص) میروند در حالیکه در آنجا مرتکب عمل زشت زنا میشوند تن آدم از بیان اینگونه مسائل میلرزد.

       متاسفانه افرادی با استفاده از جعل روایات مجوز انجام صیغه یا ازدواج موقت رامیدهند و احادیث انان مستند نیست. بعضی علما مردم را به گمراهی میبرند و احادیث بسیاری را از زبان پیامبر اسلام(ص) جعل میکنند چون بسیاری از افراد به زبان عربی تسلط ندارند نمی توانند واقعیت را از دروغ تشخیص بدهند، کورکورانه به دنبال حرف آنان میافتند و این باعث میشود که واقعیت سالهای سال مخفی بماند ومردم در جهل و گمراهی زندگی کنند. شاید شماها فکر کنید که بنده با تعصب این حرفها را نوشته ام ولی دلایلی که بنده نوشته ام هیچ عالمی در سرتاسر جهان نمی تواند آنها را رد کند چون به آیه های قرآن مستند شده اند.

سخنی با برادران و خواهران اهل تشیع

       در پایان بحث می خواهم ارادت خالصانه خودم را به شما برادران و خواهران عزیز اهل تشیع ابراز کنم همه ما میدانیم که اهل تسنن و اهل تشیع هیچ فرقی با هم ندارند بلکه ما اهل تشیع را به خاطر حب اهل بیت پیامبر گرامی اسلام(ص) می ستاییم و عبادات خالصانه شما انشاالله مود قبول درگاه ایزد منان قرار گیرد. در بررسی موضوع صیغه ما خدای ناکرده قصد توهین و  اهانت را به مقدسات مذب شما نداشتیم (البته مقدسات مذهب شما، مقدسات مذهب ما هم هست) و ااگر احیاناً از کلمات تندی برای بیان دلایل قرآنی استفاده کردیم از همه شما عذر می خواهیم.

       عزیزان، خداوند رحمان به همه ما عقل داده است و برای همه ما یک پیامبر فرستاده است و کتاب آسمانی همه ما یکی است. ما نباید همدیگر را دشمن هم بدانیم نباید آلت دست و بازیچه بعضی علمای متعصب که دائم در فکر بوجود آوردن مسائلی که مورد اختلاف باشد، هستند. ما باید دلمان را از همدیگر پاک کنیم و به جای محکوم کردن یکدیگر، مسائل دینی مورد اختلاف را خودمان بررسی کنیم و ظرفیت قبول سخن حق را داشته باشیم. اگر همه ما از نظر عقلی نزدیک به هم باشیم میتوانیم حرف یکدیگر را بیشتر بفهمیم. اگر در کشور ایران کسی از مسائل مذهبی سخن بگوید و به مذهب تشیع ایراد بگیرد به طور قطع او را دستگیر و به نا حق مجازات می کنند در چنین فضایی مطمئن باشید که نه ما و نه شما در مسائل دینی رشد نمی کنیم. همه ما فراموش کرده ایم که مسلمانیم از همدیگر میپرسیم که مذهبت چیست گویا در روز قیامت مبنای محاسبه اعمال انسان مذهب او است، شما فکرش را بکنید اگر اسلام، به مذاهب و فرقه های گوناگون تقسیم نمی شد، الان در جهان امروز چقدر قوی بود. به نظر شما اگر اسلام امروز یکی بود و تمام مسلمانان باهم متحد بودند آیا کسی در دنیا جرأت می کرد به یک مسلمان در دور افتاده ترین سرزمینها کوچکترین بیحرمتی بکند. می بینید که در کشورهای مسلمان، روزانه چقدر آدم کشته میشوند و هر روز از قدرت مسلمانان می کاهند. به نظر من ما باید تا دیر نشده است مسائل مورد اختلاف خودمان را حل کنیم و هرچه دلیل و مدرک شرعی داریم به همدیگر بگوییم تا حقیقت این اختلافات روشن شود بالاخره یا ما اشتباه می کنیم یا شما. و تا جایی که امکان دارد به سمتی پیش برویم که تمام ملتهای اسلامی یکی شوند.   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

              

نوشته شده توسط در 15:28 |  لینک ثابت   •